۱۳۹۴ تیر ۹, سه‌شنبه

امیر آرام: نگاهی به کهکشان، گردهمائی بزرگ مقاومت در پاریس

بیش از ۳۵ سال از عمر ننگین رژیم اهریمنی آخوندی در ایران می‌گذرد و روزی نیست که شمشیر این رژیم ارتجاعی مردم بی‌گناه را به زیر تیغ نبرده باشد. روزی نبوده که دولتمندان غرب و جامعه کثیف جهانی به دلیل منافع شخصی و فردی کوچک‌ترین اعتراضی به این رژیم جنایتکار کرده باشند. اینان چشمان خود را علیه مظلومان بسته و به نفع ظالمان باز نگه‌داشته‌اند و اجازه می‌دهند این رژیم ضد بشر هر جنایتی که می‌خواهد علیه انسان‌های بی‌پناه و بی‌گناه انجام دهد. لعنت خدا بر آنان باد، وای بر آنان که سرکوب، اعدام‌ها، تجاوز به حریم انسانی، ترور هویت‌ها و شخصیت انسان‌ها را نادیده می‌گیرند. چنین رژیمی در طول تاریخ بشریت بی‌سابقه بوده، شرارت‌های این رژیم اهریمنی خاورمیانه را درخطر نابودی و همچنین در همه کشورهای دیگر ناامنی پدید آورده و بااینکه روز بروز این خطر و ناامنی برای کشورها افزون می‌شود، دولتمندان هم چنان چشمان خود را در برابر جنایات این رژیم اهریمنی بسته نگه‌داشته‌اند.
اگر اینان تصور می‌کنند برجهان قانونی حکم نمیراند و عدالتی در کار نیست از حماقتتان سرچشمه می‌گیرد:
این جهان کُوهست و فعل ما ندا - سوی ما آید نداها را صدا
گرچه دیوار افکند سایه دراز - بازگردد سوی او آن سایه باز،
آری، در برابر ظلمت روشنایی وجود دارد در برابر جهل و نادانی نیز دانائی و عدالتی ملموس است، تنها بی‌خردان از این حقیقت بی‌اطلاع‌اند و هوشیاران‌اند که آن را با تمام وجود حس کنند. در برابر چنین شیاطینی و دور از چشمان مردگان متحرک این دنیا، فرشتگانی وجود دارند و آنان جز مجاهدین خلق کسی نمی‌باشند. فرزندان راستین ایران که به انسانیت معنا داده و شرف و رسالت انسان را تا پای مرگ حمل کرده و خواهند کرد. انسان‌های پاک، انسان‌هایی که برای آزادی جان‌برکف گذاشته‌اند. گوهرانی که بندگان خاص پروردگارند و هرگز از صراط او جدا نبوده و نخواهند بود. برگزیدگانی که لوحه عشق و آزادی در قلب‌هایشان حک‌شده‌اند.
آنان گوهرانی چون خانم مریم رجوی را در برابر رژیم زن‌ستیز آخوندی قرار داده‌اند تا نماد آزادی، ایستادگی و پایداری را به خلقی دربند بیاموزد و آزادی را برای ایرانی ویران به ارمغان آورد.
کهکشان ۱۳ ژوئن ۲۰۱۵ نشانه اهمیت و ارزش مقام والای آزادی در ایرانی نوین، رسیدن به مهر، به عشق، رسیدن به شراره آزادی، شکستن ظلمت و رسیدن به روشنایی، سرنگون کردن رژیم اهریمنی و ایمان به مقام فرشته گونه انسان بود.
کهکشان امسال صدای سرکوب‌شدگان، صدای مظلومان، صدای فقر و گرسنگی، صدای آوارگی و صدای درد و رنج ملتی دربند بود که فریاد میزند انسانیت هنوز زنده است.
مقاومت عادلانه مردم ایران شرف و هویت ایران و ایرانی است. مقاومت عادلانه و مردمی ایران مفهوم واقعی آزادی در ایرانی نوین و نماد فرهنگ غنی ملتی در زیر ستم است. این دوران تاریخی را که پس از قرن‌ها رنج و اسارت ظهور می‌کند دوران رنسانس ایران خواهیم نامید. دوران نوین تحولات فرهنگی، تاریخی و غنای ادب پارسی و سرشت آزادیخواهی نام می‌گذاریم. ملتی که با صلح و دوستی، همدردی و صفا به یکدیگر می‌نگرند، روشنایی در برابر ظلمت و عدالت در برابر بی‌عدالتی قرار خواهد گرفت و همگان خواهند دانست که این گوهر بی‌نظیر به بهایی بس سنگین و با خون بیش از ۱۲۰ هزار شهید از پاک‌ترین فرزندان این سرزمین به‌دست‌آمده است.
هزاران درود بر جان جانان که نزدیک به نیم‌قرن خون شهیدان آزادی در رگ‌هایش جاری است، زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا،
هزاران درود بر مهر تابان برگزیده آزادی، ناجی ملتی ستم دیده و بی‌پناه و دربند،
هزاران درود بر اشرف نشانان که با پایداری و استقامت خود این رژیم جهل و جنون را به‌زانو درآورده‌اند،
و خوشا به سعادت ما که در این برهه تاریخی پروردگار ما را در برابر خوشید عشق و معرفت قرار داده است.
زنده‌باد آزادی، زنده‌باد مقاومت عادلانه مردم ایران، زنده‌باد مجاهدین خلق، زنده‌باد جان جانان، زنده‌باد مهر تابان ناجی ایران و همچنین زنده‌باد مقاومتی که حیات‌بخش آزادی بی‌جان در ایرانی نوین خواهد بود.
۲۹/ ژوئن/۲۰۱۵

سايت فرانس ت و انفو: اپوزيسيون در تبعيد رژيم ايران را متهم به دخالت در جهان عرب ميكند

سايت رسمي تلويزيون دولتي فرانسه (صفحه ژئوپليس – چالشهاي زندگي بين المللي - خاورميانه)
بقلم الن شمالي – 15 ژوئن 2015 ساعت 1810
برگرفته از سايت خانم مريم رجوي
گردهمايي اپوزيسيون ايراني در تبعيد فرصتي بود تا پرزيدنت شوراي ملي آن بي ثبات سازي كشورهاي عربي توسط تهران را محكوم كند. از نظر مريم رجوي كه فراخوان به يك «ايران دمكراتيك و غير هسته اي» داد، تنها راه حل «خلع يد از رژيم ايران از همه خاورميانه است» وي از حمايت پارلمانترهاي اروپايي و عربي برخوردار گرديد.
پرزيدنت شوراي ملي مقاومت ايران با همان لبخند آرام و با روسري بنفش هميشگي خود بر سر در روز 13 ژوئن 2015 در مقابل دهها هزار ميليتان و هوادار كه از چهار گوشه جهان براي شركت در گردهمايي سالانه ويلپنت در منطقه پاريس گرد آمده بودند ظاهر شد.
مسلح به شعار We can «ميتوانيم» كه قبلا جايي آن را شنيده بوديم ولي به آن عبارت We Must «و بايد» اضافه شده بود، مريم رجوي زير تشويقها شعار خود برا ي يك ايران آزاد، دمكراتيك، كه به حقوق بشر و زنان احترام ميگذارد و يك ايران غير هسته اي را مورد تأكيد مجدد قرار داد. وي بخصوص دست به يك حمله منظم به رژيم ولي فقيه زد، رژيمي كه آن را متهم به دخالت و بي ثبات سازي در كشورهاي عربي همسايه ميكند.


زیر نویس عكس: مريم رجوي در جريان گردهمايي سالانه اپوزيسيون ايراني در تبعيد در 13 ژوئن 2015- الن شمالي

سوريه كه رژيم ميلياردها دلار براي حفظ بشار اسد مسئول كشتار 300000 مرد و زن و كودك خرج آن ميكند. عراق جايي كه ولي فقيه «عروسك خود المالكي» را از دست داد ولي «نيروي تروريستي قدس» را براي كشتار سني ها تحت پوش مبارزه با داعش حفظ كرده است. و بالاخره يمن كه در صدد تصاحب آن بر آمد تا وسيله فشاري در مذاكرات هسته اي نمايد.
مريم رجوي فراخوان براي سرنگوني «خلافت تروريسم در ايران» را ميدهد
از نظر وي «داعش توليد جنايات بشار الاسد و نوري المالكي است كه به فرمان رژيم ملاها انجام دادند« و راه حل «راندن رژيم ايران از تمامي خاورميانه و سرنگوني خلافت تروريست و بنيادگرايي اسلامي در ايران است.»
در حالي كه دو هفته به تاريخ نهايي مذاكرات بر سر برنامه هسته اي جمهوري اسلامي – كه جنبش او در سر منشأ افشاگري هاي اين برنامه بود – مانده است، وي هشدار داد كه هر توافقي با تهران كه «نقطه پايان به توليد بمب توسط رژيم نگذارد، از نظر مردم ايران و مقاومت آن غير قابل قبول خواهد بود.»
در زمينه همه اين نكات، پرزيدنت شوراي ملي مقاومت ايران از حمايت هيئت هاي پارلماني و شخصيتهايي كه از تقريبا همه كشورهاي عربي آمده بودند برخوردار گرديد. به نام همه، وزير فلسطيني حقوق زنان ربعه دياب سوء استفاده از اسلام توسط ايران و «دخالت آن در همه كشورهاي عربي را از ابتداي بهار عرب، ازجمله در نزد حماس» در سرزمينهاي فلسطيني را محكوم كرد.
شخصيتهاي سياسي فرانسوي از اپوزيسيون در تبعيد حمايت ميكنند
در ميان منتخبين و شخصيتهاي آمريكايي و اروپايي كه براي حمايت از اپوزيسيون رژيم خامنه اي حضور يافته بودند، فرانسوي حضور قوي داشتند. راما ياد معاون حزب راديكال «مبارزه خستگي ناپذير مريم رجوي » را ستود و يادآوري كرد كه مجاهدين از هر نوع اتهام تروريسم مبرا شده اند. به نوبه خود ژيلبر ميتران كه جانشين مادرش دانيل در رأس بنياد فرانس ليبرته شده است ياداوري كرد كه اين پدرش، فرانسوا ميتران بود كه مسعود رجوي و مجاهدين در مورد استقبال قرارداد. وي گفت « من به عنوان دوست تاريخي مقاومت ايران، در اميدها و مبارزه شما شريك هستم، و ايران ملاها يك عامل بحران و بي ثباتي است كه و نمي تواند يك طرف حساب در مبارزه عليه داعش باشد.»

۱۳۹۴ تیر ۸, دوشنبه

كتاب رژيم آخوندها در ايران كانون بنيادگرايي و تروريسم


برگرفته از سايت خانم مريم رجوي
كتاب «رژيم آخوندها در ايران كانون بنيادگرايي و تروريسم» شامل سخنرانيهاي خانم مريم رجوي در شوراي اروپا، مجلس نمايندگان آمريكا و سناي فرانسه
روز 6 بهمن 1393(26ژانويه2015) در كنفرانس بحران تروريسم و افراطيگري در شوراي اروپا، مريم رجوي، يك سخنراني با عنوان «استراتژي شكست و پيروزي در برابر بنيادگرايي اسلامي» ايراد نمود.
روز 9 ارديبهشت 1394 (29آوريل2015) وي از طريق ويدئو كنفرانس در جلسة رسمي استماع در زير كميتة تروريسم و منع تكثير سلاحهاي اتمي- كميتة خارجي مجلس نمايندگان آمريكا شهادت داد. متن كامل اين بيانيه متعاقباً روي سايت كنگره، منتشر شد.
خانم مريم رجوي هم‌چنين در سخنراني خود در كنفرانسي در مجلس سناي فرانسه در 15ارديبهشت 1394 (5 مه 2015)  با عنوان «بنيادگرايي اسلامي از خاورميانه تا اروپا، چالشها و راه‌حلها» مواضع مقاومت دربارة دربارة ستيزه‌جوييهاي رژيم ايران در منطقة خاورميانه و پروژة تسليحات اتمي رژيم ولايت فقيه را اعلام كرد.
كتاب حاضر دربرگيرندة مشروح اين سه سخنراني است
برای خواندن و دريافت  کتاب از  (سايت خانم مريم رجوي) اينجا كليك كنيد

بیانیه زندانیان سیاسی خطاب به ملت ایران رژیم جمهوری اسلامی، دشمن معلمان، کارگران و پرستاران



تمام ثروت های ملی، معادن و منابع در دست دولت و انحصار حکومت است، به گونه ای که بنا به گزارش رئیس سازمان بازرسی رژیم، فقط در یک مورد، از 65 میلیون هکتار زمین، 140 میلیون هکتار یعنی 85 درصد از آن متعلق به دولت و فقط 15 درصد آن در اختیار بخش غیر حکومتی است. این اقتصاد عظیم حکومتی، در انحصار خامنه ای از طریق بنیادهای عظیم مالی است که در یک قلم، ثروت بنیاد موسوم به فرمان 8 ماده ای، بالغ بر 100 میلیارد دلار تخمین زده شده است. سپاه بر همه ی ثروت های ملی چنگ انداخته و وابستگان به قدرت و ثروت به رانت خواری، دزدی و اختلاس با رقم های نجومی مشغول هستند و در یک قلم، 575 تن از این وابستگان به باند قدرت حاکم، 220 هزار میلیارد تومان از سرمایه های بانک ها را تاراج کرده اند در یک قلم دیگر، فقط در یک معامله، بالغ بر 80 میلیون دلار توسط عوامل سپاه به نام خرید دکل نفتی، چپاول صورت گرفته و در معامله موسوم به کرسنت، آن چنان فساد عظیم مالی صورت گرفته که فقط جریمه آن تا کنون بالغ بر15 میلیارد دلار بوده است. به گفته ی رییس جمهور رژیم، در دوره احمدی نژاد بالغ بر 700 میلیارد دلار هزینه واردات شده است و معلوم است از قبل این رقم نجومی، کدام باندهای مالی ولایی، سودهای بادآورده نصیب خود کرده اند. آری، اقتصاد ایران، منابع مالی و معادن ایران و ثروت های عظیم استحصال شده ، در انحصار حکومت است، و عامل اصلی این فساد عظیم، همین انحصار اقتصادی و سیاسی است و به اعتراف حکومت گران، فقط 30 درصد مشکلات فعلی ناشیا ز تحریم های بین المللی است، که علت تحریم نیز حکومت ماجراجوی آخوندهای سیاسی حاکم است.
اما روی دیگر سکه، ملتی زیر ستم و به استثمار کشیده شده، فقیر و زیر سرکوب است برای این که ، آه در بساط ندارد و در چنگال قدرت اهریمنی حکومت قلدر، فاسد و ثروتمند گرفتار آمده است. معلم اش برای مقابله با تبعیض، ستم و فقر هر روز در اعتصاب و خیابان است و حکومت فساد و دزدان، نمایندگان این طبقه ستم دیده، مثل عبدی، بداقی و باغانی را به زندان و شکنجه محکوم می کند.
بداقی را به انفرادی های 209 انتقال میدهد، باغانی را در بند 3 رجایی شهر در بین مجرمین خطرناک می اندازند وعبدی را به جای نامعلوم می برد تا انتقام اعتراضات معلم ها را از آنها بگیرد.زیرا خواب امپراطورهای ثروت و قدرت را آشفته کرده اند!
کارگران زحمتکش این نیروی مولد ثروت جامعه، با دستمزد 700 هزار تومانی در حالی که خط فقر بالای 3 میلیون تومان است، با قراردادهای سفید امضا و در شرایطی که چندین ماه است دستمزد خود را دریافت نکرده یا گروه زیادی از آنان اخراج شده اند، هر روز در اعتصاب و اعتراض هستند، اما امپراطوری ثروت و قدرت، پاسخ انها را با کتک، زندان و سرکوب می دهد که نمونه ی آن در زرند کرمان، اردبیل و تهران و سایر شهرها فراوان است.
وزیر بهداشت و درمان رژیم، با صراحت و بر خلاف نص صریح قانون تأکید می کند، نمایندگان پرستاران را به دلیل اعتراضات مدنی و حضور در برابر مجلس برای طرح خواسته های خود رد صلاحیت کرده ایم و این در حالی است که میلیون ها پرستار زحمتکش که برای گذران زندگی مجبور هستند چند شیفت کار کنند ، به فغان آمده و حق خود را مطالبه می کنند.
لنج داران بوشهر تا کارکان و کارگران عسلویه، کشاورزان خوزستانی تا دامداران اصفهانی، کسبه ی تهران تا کارکنان مخابرات گیلان، همه و همه ی مزدبگیران و تولیدگران و کسبه به دلیل گرانی سوخت، بالا بودن مالیات های ظالمانه و سایر ستم های امپراطوری ثروت و قدرت ولایی - اسلامی حاکم به ستوه آمده و معلم های شجاع برای دفاع از نمایندگان خود، در برابر زندان اوین دست به تحصن زده اند.
آری؛ میرود تا با متشکل شدن همه ی این طبقات اجتماعی آگاه، به ستوه آمده و به پا خاسته و اتحاد عملی حول مطالبات اساسی، با اعتصابات، اعتراضات و نافرمانی مدنی در برابر ستم دیکتاتوری حاکم، و نپرداختن مالیات های ظالمانه، هزینه های غیر عادلانه برق، گاز، آب و تلفن، اجازه ندهند این امپراطوری ثروت و قدرت که همچون زالو، خون مردم ایران را می مکد، بیش از این با پول های طبقات فقیر ایرانی، نیرو بگیرد. راه پیروزی بر این دیو ستم، متشکل شدن همه ی نیروهای آگاه، پیوستن این تشکل ها به یکدیگر و تشکیل جبهه ای فراگیر برای رسیدن به خواسته های تاریخی، دموکراتیک و قانونی است.
زندانیان سیاسی ایران - 7 تیر 94
1- فرید آزموده 2- امیر امیرقلی 3- سهیل بابادی 4-مسعود جعفرآبادی 5- ایرج حاتمی 6- خالد حردانی 7- محمد جراحی 8-شاهرخ زمانی 9-مهدی شاندیز 10-سعید شیرزاد 11-حشمت اله طبرزدی 12- حسین کاظمینی بروجردی 13- علیرضا فراهانی

ايران-زنداني سياسي.چشم در چشم هيولا! خاطرات زندان ”هنگامه حاج حسن“اشكال مختلف مقاومت جمعي ادامه 37



ايران-زنداني سياسي
ايران-يكي از كشورهاي است،كه تا كنون بخاطر نقض حقوق بشر بويژه اعدام زندانيان سياسي بيش از 60 بار بوسيله كمسيون حقوق بشر ملل متحد محكوم شده است،
در ايران ،تا كنون 120000 از زندانيان سياسي اعدام شدند،
دردوران آخوند روحاني اعدامها همچنان ادامه دارد،
خاطران زنداني كه در زير ملاحظه ميكنيد،بوسيله مجاهد خلق هنگامه حاج حسن كه 3 سال از سال 60 زنداني بوده است،نوشته شده است،اين كتاب به زبان انگليسي و فرانسوي و ايتاليايي و سوئدي و عربي تجرمه شده است،
ادامه كتاب چشم در چشم هيولا

يكبار آخرهاي شب بود و ه‌مه خوابيده بودند، محل استراحت من در آن مقطع كنار در زيرهشت بود، صدايي از پشت در شنيده ميشد. گوشه‌ايم را تيز كردم، ”حاج داوود“ داشت با”گشتاپو“ حرف ميزد، دقت كردم، داشت حسابرسي ميكرد و ‌به‌او خط ميداد: «خاك برسرت! هزار بار گفتم ‌به‌‌د رك كه چپيها با ه‌م جدول حل ميكنند و ي‌ا روزنامه ميخوانند، آنه‌ا را ميدانيم! تشكيلات منافقين را دربي‌ار! بيشعور! يك گزارش از آنه‌ا نميتواني بي‌اوري كه ببينم چه‌كار ميكنند! يعني بيكارند؟! خاك توسرت كه اينقدر خنگي! اگر باز ه‌م بيعرضه باشي پرتت ميكنم ه‌مان جايي كه لايقش هستي بدبخت
 معني اين حرفها، يعني فشار بيشتر ‌به‌‌بچه‌ها، يعني اعمال محدوديت بيشتر و گرفتن ه‌مان امكانات محدود. اين قضيه ‌به‌‌ه‌مة بچه‌ها اطلاع داده شد. اين ه‌مان تشكيلاتي بودكه ”حاجي“ دنبالش بود. تشكيلاتي كه ولو بسي‌ار ساده بود ولي تنه‌ا وسيلة دفاعي زنداني‌ان بيدفاع در برابر رژيمي بود كه دستش براي هر كاري مطلقاً باز بود. اين ارتباط جمعي، باعث حركت يكپارچة زندانيان و يك سيستم خبرگيري و خبررساني بود و ه‌مين، ”حاجي“ و ساير پاسداران را ديوانه ميكرد و ‌به‌اين ترتيب مقاومت ه‌مچنان در زندان ادامه داشت.
 در ”قزلحصار“ بچه‌هاي قديمي تر، همانها‌يي كه 30خرداد ي‌ا قبل از آن دستگير شده بودند زنداني بودند درنتيجه ”شكر“ ه‌م اينجا بود ولي بچه‌ه‌ا گفتند كه آنه‌ا در بند8 هستند. من دنبال راهحلي بودم كه ”شكر“را ببينم، ولي اين امكان نداشت.
نميدانم براساس چه عامل فشاري از بيرون و ي‌ا هر حساب و كتاب ديگري، قرارشد كه ‌به‌‌ما هواخوري داده شود يعني ه‌مه هواخوري داشتند بجز بند8 كه تنبيه‌ي بود.
پنجرة سلولهاي بند8 نيز ‌به‌اين هواخوري باز ميشد. در اولين روز هواخوري ”شكر“را ديدم و او مرا صدا كرد. آه خدا… ”شكر“ ! دوست خوب من! وقتي ديدمش از شدت خوشحالي داشتم پرواز ميكردم، دلم ميخواست ميشد يكبار ديگر او را در آغوش بگيرم. در لحظه تصاويرگذشته مثل برق از ذهنم عبور كرد كاش ميشد يكبار ديگر مثل آنموقعه‌ا كه دانشجو بوديم موهاي مرتبش را ‌به‌‌ه‌م بريزم تا عصبانيش كنم و يا اضافه ساندويچش را كه ديگر نميتوانست بخورد از او بگيرم و بخورم و او باچشمه‌اي متعجب نگاه‌م كند و ه‌مزمان با تكان دادن سر ‌به‌‌من بخندد، كاش دوباره آن روزه‌ا تكرار ميشد كه پدرم سر‌به‌‌سر ”شكر“ ميگذاشت و اسمه‌اي بامزه روي او ميگذاشت و ”شكر“ از فرط خنده چشمه‌ايش پر از اشك ميشد، او چقدرقشنگ ميخنديد…گاه‌ي آرزوه‌ا و خواسته‌ه‌اي آدم چقدر كوچك وناچيز ‌به‌نظر مي‌ايند ولي دست ي‌افتن ‌به‌انه‌ا امكان ندارد. حالا ”شكر“ م‌حبوب من در دو سه متري من بود، آن بالا، پشت ميله‌ه‌اي پنجرة كوچك سلول، ولي من حتي نميتوانستم مستقيم نگاهش كنم و با راه رفتن و نگاه ‌به‌‌جايي بجز ه‌مان جا كه اوست با او حرف بزنم. ”شكر“ نيز مثل من عاديسازي ميكرد، اما ‌به‌‌هر حال من باكمك بچه‌ه‌ا و مراقبت آنه‌ا توانستم با او صحبت كنم و راجع ‌به‌‌هرچه كه ميخواستم ي‌ا لازم بود ‌به‌او بگويم.
بچه‌ه‌اي بند8، وضعيت بسي‌ار سختتري نسبت ‌به‌‌ما داشتند، چون در آنجا حدود30 نفر را در يك سلول چپانده و در را بسته بودند. بعداً بچه‌ه‌ا برايم تعريف كردند كه براي بستن در، بچه‌ه‌ا را فشار ميدادند و با لگد ميزدند و ‌به‌‌هر زوري بود، در را ميبستند. بچه‌ه‌ا ‌به‌صورت ايستاده و آويزان از تخته‌ا در داخل سلول بودند و ‌به‌‌ه‌مين دليل ”شكر“ ه‌م ه‌ميشه پشت پنجره بود. چون جاي يكنفر ه‌م روي طاقچه ه‌مان پنجره بودكه ‌به‌صورت چمباتمه در آن مينشست.
شرايط آنها بسي‌ار سخت و غيرانساني بود. براي هر 24ساعت يكبار ‌به‌‌مدت 3دقيقه ‌به‌‌هرسلول اجازة استفاده از سرويس داده ميشد و در آن م‌حيط فشرده و خفقانآور وقتي كه ديگر قادر ‌به‌ كنترل خود نبودند، مجبور بودند در يك سطل ي‌ا كيسه زباله كارشان را بكنند تا هر وقت كه در سلول باز شد آن را بيرون برده و تخليه كنند. تصور اين كه در آن فشار و تراكم كه كسي نميتوانست جُم بخورد، چگونه اين كاره‌ا را ميكردند، ناممكن است. عده‌يي كه ضعيفتر بودند و يا بيماري داشتند، در اثر فشار و كمبود اكسيژن، دچار تنگي نفس شده و بيهوش ميشدند و نگهداري نفر بيهوش در آن شرايط و تلاش براي اين كه از مرگش جلوگيري كنند، از هرچيز طاقتفرساتر بود و ”حاج داوود“ جنايتكار ه‌م براي رنج دادن بيشترآنه‌ا هر روز ‌به‌‌بند مي‌امد و با لحن لمپني وگزنده‌اش ميگفت مقاومت كنيد! مقاومت كنيد! تا خلق قهرمان بي‌ايد و نجاتتان بدهد! ي‌ا ميگفت «مسعود جانتان الان كجاست كه ‌به‌‌د اد شما برسد؟… پدرسوخته‌ه‌اي منافق، آنقدر شما را اينجا نگه‌ميداريم كه موه‌ايتان مثل دندانه‌ايتان سفيد و دندانه‌ايتان مثل موه‌ايتان سي‌اه بشود!
شكر“ ه‌م در يكي از اين سلولها بود، ولي در صورتش جزآرامش چيزي نميديدي ه‌مان كه ”حاجي“ راآتش ميزد. ”شكر“ گفت ما ”دربسته“ هستيم من منظورش را نفه‌ميدم اما بعد بچه‌ه‌ا برايم توضيح دادند يعني ما در سلوله‌اي در بسته هستيم. و اين اصطلاح زندان و يكي از شكنجه‌ه‌اي بسي‌ار متداول ه‌مين جلاد بود. ولي دو روز بعد ديگر”شكر“ را در قاب پنجره نديدم، پنجره خالي بود. بعد از پرسوجو فه‌ميديم ‌به‌‌د ليل مقاومت آنه‌ا و براي اعمال فشار و شكنجة بيشتر، آنه‌ا را ‌به‌‌سلوله‌اي انفرادي گوهردشت منتقل كرده‌اند. خداي‌ا… من ‌به‌‌ه‌مين ه‌م راضي بودم كه وجود او را پشت ه‌مين ديوار احساس كنم حتي اگر نبينم، ولي دشمن او را ه‌مراه بقيه بچه‌ه‌اي مقاوم دوباره زير شكنجه برده بود.