۱۳۹۴ تیر ۱۰, چهارشنبه

مجاهدین خلق ایران- كس نخارد پشت من ..... سیاوش جعفری

مجاهدین خلق ایران در تاریخ میهن ما یک ویژگی منحصر به فرد دارند. اگربه تاريخ مبارزات
سازمانيافته وسراسري مردم ايران، حداقل ازمشروط تا به امروز نظري بيفكنيم. يك چيز خودش را بخوبي نشان ميدهد و آن اين است كه بجز مجاهدين خلق ا يران، تاكنون هيچ سازماني و حزبي نبوده است كه ۵۰ سال بدون انقطاع و اكتيو ،آنهم نه بعنوان یک گروه کوچک، بلکه بعنوان اصلي ترين جريان مبارزاتي عصر خود به مبارزه و پيكاربا دو دیکتاتوری ادامه داده باشد.بهمين دليل هم هست كه تاكنون  به اين اندازه توطئه وخيانت و مماشات و شيطان سازي عليه هيچ سازمان انقلابي صورت نگرفته است،با تمام اینها ، همه اين توطئه ها نه تنها نتوانسته است، مجاهدين راخسته كرده و از ميدان خارج كند، بلكه آنها، روز بروز گسترش يافته وقدرتمند ترشده اند. خودشان خسته نشده اند و لي دشمنان و اضداد و مماشاتگران را خسته كرده اند.
رمرز و راز ماندگاری
سوال اين است كه آيا ماندگاري مجاهدين خلق ایران، در مقابل این همه توطئه امري تصادقي وخود بخودي بوده؟يا آنطور كه رژيم و اضداد مجاهدين مدعی هستند که  محصول بند بازي سياسي، خريدن سياستمداران و شخصیت های خارجي و .... بوده است؟ يا اين كه این ماندگاری شگفت انگیز، قانونمند بوده و حساب وكتابي داشته است ؟
ماندگاري درمقابل يك ديكتاتوري مهیب مذهبي كه روي دوپايه سركوب و صدورتروريسم و بينادگرايي سوار بوده است، نميتواند تصادقي و يا ناشي از زد و بند سياسي باشد، زيرا كه دشمن آنها يعني ولي فقيه استاد و هفت خط زد و بند سياسي و شيادي طی این سالها  ميباشد. طی این سالها برای بقای حکومتش دست به هر زد و بندکثیفی زده است .
آیا مجاهدین شخصیت های خارجی را می خرند؟
مجاهدین نمیتوانند ارتشی از شخصیتهای طراز اول از ۵ قاره جهان را خریداری کرده باشند. زیرا اگر این افراد خریدنی بودند، رژیم آخوندی که فقط در دوران احمدی نژاد، ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی داشته است، رژیمی که سالانه ۳۵ میلیارد دلارفقط به بشاراسد کمک میکند، زودتر از مجاهدین میتوانست آنهارا بخرد. راستی آقای جک استراو که در دهه ۶۰ هم از مجاهدین حمایت میکرد، یا آقای دوویل‍‍پن، بوشکافیشر، ایمانیکلسون وگری سیک و ... که سینه چاکان رژیم جنایتکار آخوندی هستند را چرا مجاهدین نمی توانند بخرند؟ گردهمایی بزرگ ویلپنت ۲۰۱۵ بیش از هر زمان دیگری این ارتش جهانی هوادار مقاومت را بخوبی به نمایش میگذارد.

اين رژيم درزمينه سركوب بسا بسا فراتر ازديكتاتوريهاي كلاسيك عمل كرده است. صدورتروريسم او باعث شده است كه كشورهاي مختلف بخاطر منافع اقتصادي ويا ترس از تروريسم درمقابلش کوتاه بیایند و تمكين كنند.
در دو قرن گذشته با هیچ حکو متی مانند ملاها مماشات نشده است.
براستي كه در دو قرن گذشته تاریخ ايران، هيچ حكومتي به اندازه حكومت ملاها از مماشات و تسليم و سر خم كردن كشورهاي غربي و ديگر قدرتهاي جهان بهره نبرده است. درسال گذشته شايد به جرآت بتوان گفت كه بيشترين وقت وزير خارجه آمريكا و بالاترين مقامات اتحاديه اروپا، صرف مذاكره با رژيم ايران و وزيرخارجه ملايان شده است. خامنه ای به وزير خارجه اش اجازه ميدهد كه ساعتها با وزير خارجه آمريكا مذاكره كرده و درخيابانهاي ژنو به قدم زدن بپردازند و ازتيم مذاكره كننده  درمقابل دلواپسان نظام دفاع كند. درحالي كه عربده های ضد آمريكاي خامنه اي، گوش فلك را كر كرده و خامنه ای مدعي است آمريكا دشمن اصلي ماست، ولي همزمان، بدفعات نامه محرمانه با اوباما رد و بدل می کند. آخرین پیغام و پسغام آنها هم هفته گذشته  بوسیله عبادی انجام گرفته است.
با اين وجود همين رژيم در تبليغات خود چنين وانمود ميكند كه اين مقاومت وابسته به اين و یا آن كشور است. يك روز ميگفت مجاهدين وابسته به شوروي هستند, يك روز میگفت مزدورآمريكا, يك روز اسرائيل , يك روز عراق , اخیرا هم میگویند عربستان. مضحک تراین است که بعضي وقتها هم مجاهدین را درآن واحد، وابسته به همه  اينها با هم معرفی میکند!؟؟
 گاه مجاهدین را گروهک معرفی میکند و درهمانحال مجاهدین را سازمانی بسیار قدرتمند معرفی میکند که هم  در عراق و سوریه و یمن و عربستان و ... حضور دارند و نیروهای این کشورها را آموزش میدهند. آدم گیج میشود که بالاخره این مجاهدین گروهک هستند یا یک قدرت بزرگ و مهیب که در چند جبهه برعلیه رژیم می جنگند؟
خامنه اي سال گذشته درمشهد از“چالش بزرگ “نام برد وگفت  معروف اول “حفظ نظام “است. منظورخامنه اي از نظام، اسم مستعارخودش است. هم چنان كه خميني نام مستعارش “اسلام عزيز“ بود. همین چند روز قبل  باز هم از دشمنان نظام صحبت کرد که قصد بهم زدن امنیت نظام را دارند.
چه کسی نظام را تهدید میکند؟
راستي چه كسي نظام را تهديد ميكند؟ چه كسي خواهان سرنگوني اين رژيم از آغاز تاكنون بوده و هست و خواهد بود؟ اين كه خامنه اي ميگويد ميخواهند “امنيت نظام“ را به خطر بیندازند چه  نيرويي است؟ چه نيرويي ميخواهد توده هاي مردم را بر عليه رژيم سازماندهي كرده و آنها را به ايستادگي و قيام بکشاند؟ خامنه ای گاه برای ردگم کردن، به آمریکا و غرب اشاره میکند ولی همه میدانند و خودخامنه ای ازهمه بهتر میداند که تا همین امروز غرب و امریکا تا توانسته اند، چوب زیر بغل این رژیم گذاشته اند تا رژیم سر پا بایستد و هنوز هم درب برهمین پاشنه می چرخد.
پس منظور خامنه ای، همان نيرويي است كه ۳۶ سال  است شعار مرگ بر اصل ولايت فقيه سر ميدهد. اين همان نيرويي است كه از آرتش آزادي بخش و موسسان چهارم دم ميزند؟ اين همان نيرويي است كه درسرتاسرجهان با رژيم آخوندي درهمه ابعاد چنگ درچنگ است .اين همان نيرويي است كه خودش را آنتي تز بينادگرايي معرفي ميكند وهمه خلقها را برای جنگ با این هیولا در قرن بیست و یکم بسیج میکند.
برغم همه توطئه های خامنه ای علیه این نیرو، اقدامات خامنه ای برای درهم شکستن این نیرو شکست خورده است، راستی چرا؟
آنچه که باعث شده مجاهدین طی ۵۰ سال گذشته ماندگار باشند، بها و قیمتی بوده است که در مسیر  این مبارزه پرداخته اند. بسا بسا فراتر از قیمت مادی و پول، قیمت انسانی و عاطفی یعنی خون گرم آگاهترین فرزندان این مرزو بوم و ترک خانه و خانواده و فرزند و عواطف انسانی و.... بوده است. آنها ازعواطف خانوادگی دست شسته اند تا عواطف خلق محبوب خودشان و عواطف میلیونها کودک بی سرپرست و زنان خیابانی و خانواه هایی که لقمه نانی در سفره شان نیست و ....را جایگزین آن بنمایند، تا بتوانند روزی خوشبختی و سعادت را برای مردم میهنشان به ارمغان بیاورند .

معمار اصلی انقلاب : کس نخارد پشت من .....
معمار اصلي اين انقلاب مسعود رجوي، از روز  اول گفت، “كس نخارد پشت من جز ناخن  انگشت من“ ، اوگفت، تا ميتوانيد حمايت خارجي از پايين كسب كنيد، تا ميتوانيد حمايت ارگانهای بین المللی و سازمان ملل و.... را بدست بياوريد، ولي استراتژي و سياست خودتان را هرگز روي اين حمايت ها سوار نكنيد. چشم اميد به هيچ نيروي خارجي ندوزيد. هيچكس براي شما كاري نميكند زيرا همه دولتها درنهایت به دنبال منافع خودشان  هستند. اين تنها ما بعنوان نیروی پیشتاز و توده های مردم خودمان هستیم كه منافع مردم مان را ميخواهيم. سرنگونی این رژیم مسولیت مردم و مقاومت ایران است و نه هیچ قدرت خارجی.
مريم رجوي درپارلمان اروپا به همه دولتها اعلام كرد كه ما ازشما نه پول ميخواهيم و نه سلاح، ما ازشما فقط يك چيز ميخواهيم، به دشمن ما برعليه ما و مردم ما كمك نكنيد، همین وبس، آنگاه ببینید که ما چگونه این رژیم را در مدت کوتاهی به زباله دان تاریخ می افکنیم.
اگر مقاومت روي پاي خود اصالت نداشت و اگر تكيه اش مردم خودش و وجدانهاي بيدار در جهان نبود، نميتوانست چند دهه در مقابل رژيمي كه قدرتهاي بزرگ در مقابلش ترجيح ميدهند مماشات کنند و یا حتی زانو بزند, دوام بياورد. 
تفاوت قوانین جهان دوقطبی وتک قطبی
قبل از فروپاشی شوروی كه دنيا دو قطبي بود بسياري جنبشهاي آزاديبخش و جريانات مترقي كه ميخواستند وابسته نشوند، ميتوانستند براساس قانون تعادل قوا بين دو ابر قدرت بازي كنند در شكافهاي بين دو ابرقدرت رشد كنند و از منافع ملتهاي خودشان ، دفاع كنند.
اما دردنياي تك قطب ، امكان زندگي درشكاف وجود ندارد. براي هر جنبشي دو راه بيشتر وجود ندارد يا وابسته به یک کشورخارجی بشود که معنی آن نابودي آن جنبش است و يا بایدخودش را آماده پرداخت بهايي گزاف کند،که بتواند  استقلال وحیات خودش را تضمين نماید.
اگر به تاریخچه مجاهدین توجه کنیم، می بینیم که غرب ، يك روز بدرخواست رژيم آخوندی، مجاهدين  را در ليستهاي  ترويستي قرار داد تا ازاین طریق به رژيم در ريختن خون هواداران و خانواده هايمان در ايران چراغ سبز نشان بدهد. يك روز پايگاه هاي مجاهدین را در نزديكي مرز ايران و عراق در یک شب 120 بار بمباران كرد، چرا كه رژيم از آنها خواسته بود، اگر میخواهید به خلبانهای شما که در آسمان عراق، برایشان مشکلی پیش آمد اجازه فرود در ایران بدهیم، باید مجاهدین را بمباران کنید. اگر میخواهید بمبهای کنار جاده ای را علیه نیروهای ائتلاف قطع کنیم، ۳۴۰۰  مجاهد ساکن اشرف را در يك محاصره جنايتكارانه  نگه دارید و.....
ازطرف دیگر، رژیم با باز كردن پرونده هاي قضايي ومالي ساختگي، يكي بعد از ديگري در كشورهاي مختلف تلاش كرد كه انرژي و منابع مالي و امكانات مقاومت را هدر بدهد ویا اگربتواند خشك كند. با حمایت مماشاتگران، يك كمپين شيطان سازي بي سابقه عليه مقاومت براه انداختند كه لابي هاي شركتهايي كه منافع كلان در ايران داشتند با لابي هاي رژيم در آن شريك شدند و به دروغ پراكني عليه مقاومت پرداختند, رسانه های به اصطلاح دموكراتيك را بسيج كردند، این مقاومت  را بايكوت خبري كردند، تلاش كردند كه شك و ترديد، حول اين مقاومت بپراكنند تا ته خط بگويند، خوب اپوزيسيون و آلترناتيو معتبر و قابل قبول ودموکراتیک و سراسری درايران وجود ندارد،  پس همان بهتر كه با همين رژيم معامله نماییم. این کرهماهنگ همه مزدوران رژیم با هر باندرولی میباشد.
براستی که هر كدام از توطئه هایی كه علیه اين مقاومت بکار گرفته شد،  براي نابودي و تلاشي آن كافي بود ولي اين مقاومت هر بار، از خاكستر خود برخاست و قدرتمند تر راه خود را به جلو بازکرد.
چه کسی فكر ميكرد بعد از اينكه خميني ۱۲۰۰۰۰ عضو و هوادار مقاومت را به شهادت رساند, بعد از اينكه ۳۰۰۰۰ زنداني سياسي كه اكثرا از هواداران مجاهدين بودند را در عرض سه ماه قتل عام كرد اين مقاومت دوباره سرپا بایستد؟ چه کسی فكر ميكرد كه بعد از بمباران سهمگين و مهيب نيروهاي ائتلاف عليه قرارگاه هاي مجاهدين كسي زنده بماند؟ چه کسی فكر ميكرد كه بعد از ۱۲ سال محاصره وحشیانه و فشار به مجاهدین اشرف ولیبرتی آنها دوام بياورند، پایداری کنند و در اثر این پایداری، خود تبديل به الهام بخش مقاومت در مقابل رژيم براي جوانان داخل كشور شوند؟ چه کسی فكر ميكرد كه بعد از زدن مارك دروغين تروريسم, اين سازمان موفق خواهد شد كه ازطریق مبارزه اي قضايي و سياسي خود را از ليستهای سیاه اروپا و آمریکا بيرون بكشد؟ چه کسی فكر ميكرد كه بعد از هشت سال كه فرانسه، تلاش كرد براي معامله با رژيم مارك تروريسم را روي مقاومت نگه دارد، قضات با شرف پرونده را ببندند و اعتراف كنند كه با يك مقاومت عليه استبداد سروكار دارند و نه يك سازمان تروريستي و سکت و فرقه ؟
طی این سالها، نه تنها هيچ دولتي به ياري و كمك مردم ايران نشتافت، بلكه همه دولتهاي قدرتمند جهان تا توانستند براي جلب رضايت ملاها كمر به نابودي اين مقاومت بستند. وقتي ۳۰۰۰۰ نفر درسال ۶۷ قتل عام شدند نه تنها هیچ دولتی اعتراض نكرد بلكه در فرداي روي كار آمدن رفسنجاني همه با سر به ایران رفتند تا با این رژیم جنایتکار قرارداد اقتصادی منعقد کنند. وقتي كه در سال ۷۶ خاتمي سر كار آمد به تصور اينكه رژيم مدره خواهد شد آمريكا پيش قدم شد و گفت به عنوان علامت حسن نيت به رژيم, مجاهدين را در ليست تروريستي قرار ميدهم. در سال  ۱۳۸۰ انگلستان و برای بازکردن باب مذاکره با رژیم از آمريكا تبعيت كرد و مجاهدین را در لیست تروریستی قرارداد. در حالي كه مجاهدين  پرده از برنامه هسته اي مخفي نظامي رژيم برداشته بودند , ولی اتحادیه اروپا بجاي تشكر، مجاهدین را در ليست تروریستی خود قرار داد. بجاي سخت گرفتن در مذاكرات اتمي با رژيم در سال ۱۳۸۳ اروپا به رژيم خائنانه پيشنهاد كرد كه در صورت راه آمدن رژیم ایران با غرب، ما به نگه داشتن مجاهدين در ليست تروريستي ادامه خواهیم داد.
امریکا، حتی مدتها دستور دادگاه خودش مبنی بر بازبینی در لیست تروریستی را اجرا نکرد تا روزی که مجبور شد این کار را بکند. در فردای روزی که آمریکا این مقاومت را در لیست تروریستی قرار داد، خاتمی با 77 موشک اسکاد قرارگاههای مجاهدین را بمباران کرد .
معني همه کارهای غرب این بود که به رژیم ایران رژيم كارت سفيد براي اعدام اعضاء و هواداران مجاهدین و مردم ایران میدهند. معنی آن این بود که رژیم با دست باز میتواند در اشرف کشتار کند و خون بریزد.  مگر همین الان به خاطر مذاکرات هسته ای دولت روحانی بیدریغ اعدام نمی کند؟ و مماشاتگران سکوت نکرده اند؟
در چنين دنيايي كه هيچ ابر قدرتي در سمت این مقاومت  نيست و براي رضايت ملاها با ما خصومت ميكنند و دولتهايي هم كه حسن نيتي دارند از ترس ملاها روي خود را از این مقاومت بر ميگردانند ، سوال این است که این مقاومت چگونه طی این سالها با اين هيولا جنگيده است ؟
دلایل ماندگاری و چشم انداز آینده
علت این است که این مقاومت تاکنون روی چند عنصر اصلی ، پای فشرده است :
 اول : سرلوحه این مقاومت از روز اول فدا وصداقت بوده است و این مقاومت بیش از هر چیزی روی اصول و آرمانهای خود که همانا ، آزادی و صلح و اصول انساندوستانه میباشد ، ایستاده و به آن وفادار مانده است و دراین مسیر به انقلاب ایدئولژیک دست زده است .
دوم : دشمن اصلی را که رژیم خمینی است در هیچ شرایطی فراموش نکرده است و هر گز نگذاشته است که هیچ عاملی او را از این مبارزه منحرف کند، خیلی مسایل را فرو خورده است، تا دشمن اصلی سودش را نبرد.
سوم : از هر قطره آزادي و دمكراسي و عدالت در هرجای جهان استفاده کرده است، تا درچارچوب قوانین خودشان حقانیت آرمان مردم ایران را اثبات کند و این حق را ازحلقوم مماشاتگران خارج نماید.
چهارم : در درجه اول به حمایتهای مردم خودش تکیه کرده و بعد هم دست کمک به سوی مردم شریف سراسر جهان در هر کوی و برزن دراز کرده و آنها را به کمک کردن فرا خوانده است. در همه جا از پايين حركت كرد، قطره قطره حمايت انسانهاي شريف را جلب كرده و به همان میزان توانسته است، سم‍‍پاتی برخی از بالاهای دولت ها را بخودش جلب کند.
در همه كشورها ابتدا از خیابانها شروع کرده و نمايندگان مردم و پارلمانترها و شهرداران و منتخبين و شهروندان و استاتید دانشگاهها و شخصیت های حقوق بشری و ....را نسبت به حقانيت مبارزه اش جلب کرده است.
برخی به این مقاومت ميگويند: شما قدرتي نداريد، دولتي از شما حمايت نمي كند بلكه شخصيتهايي كه از شما حمايت ميكنند همه مقامات سابق و یا بازنشسته هستند و در مصدر امور نیستند، در جواب به آنها باید گفت: اين باعث افتخار است،كساني از این مقاومت حمايت ميكنند كه برده قدرت و حكومت نيستند.
به همين دليل این مقاومت ارزش تك تك حاميانش را ميداند. یکی از دلایل ماندگاری هم همین حلقه حمايت  مردم جهان بوده است كه رمز بقاء و رمز پايداري و رمز شكست ناپذيري مقاومت بوده است. به این حامیان افتخار میکنیم. آنها افرادی هستند که با عقاید وسلیقه های مختلف ولی به درجه ا ی در برخی زمینه ها از آرمان مردم ایران پشتیبانی میکنند.
اگر توانست عليرغم ۱۲۰۰۰۰ شهيد و تلاشي خانواده ها سرپا بماند به يمن حمايت تك تك مردم ایران بوده است .اگر توانسته است، حلقه محاصره اشرف را بشكند، به يمن تك تك حمايتها, تحصنها و كنفرانسهايي وتظاهرات و ...... بوده كه در ۵ قاره جهان برگزار کرده است. اگر توانسته است، ليست تروريستي را در هم بشكند، به يمن تلاش تک تك حقوقدانان شريف و نمايندگاني و شخصيتهايي بوده كه با ايمان به حقانيت اين مقاومت، خود عليه دولتهايشان شکایت کردند و دولتهایشان را مجبور کردند که این برچسب ظالمانه را بردارند.اگر توانسته است، توطئه دولت فرانسه را كه در همديستي با ملاها ميخواستند مقاومت را خفه كنند به شکست بکشاند، به يمن حمایت تك تك شهروندان فرانسوي و شخصيتها و وجدانهاي بيدار اين كشور بوده كه دور اين مقاومت حلقه زدند و اجازه ندادند ارزشهاي كشورشان پايمال شود.
این مسیری بوده است که طی این سالها مقاومت طی کرده است. بدون شک از این به بعد هم در هر تغییر و تحولی، همین مسیر را تا‍ پیروزی ادامه خواهد داد. آنچه كه مجاهدین را به یقین میرساند كه میتوانند از ساكنان ليبرتي حفاظت كنند و این رژیم را سرنگون کنند،  همین مسیر، پر افتخار و شکوهمند میباشد. البته هیچگاه نباید به دشمن درتاکتیک کم بهاداد و بازهم همواره آماده قیمت دادن بود، ولی به این یقین داشته باشیم  که بطور استراتژیک رژیم روز به روز توانش را برای نابودی مجاهدین بیشتر ازدست میدهد.

اطلا عيه - دژخيمان رژيم آخوندي دست دو زنداني جوان را به جرم سرقت قطع مي كنند آخوندهاي حاكم، بزرگترين دزدان تاريخ ايران با مصونيت جامعه جهاني به سرقت ادامه مي دهند

ايران


رژيم ضدبشري آخوندي در روز يكشنبه 7تير، در روزهاي ماه مبارك رمضان، انگشتان دست دو زنداني جوان را به اتهام سرقت در زندان مركزي مشهد قطع نمود. يكي از قربانيان يك جوان 26ساله بود. روزنامه حكومتي خراسان كه اين خبر را منتشر كرده, تأكيد كرده «اگر چه وي سرقت عادي هم انجام داده بود» اما «به خاطر کج کردن نرده هاي خارجي حفاظ پنجره» و «شكستن در كمد» و «شکستن حرز» خانه شاكي... به قطع دست محكوم شد. اعتراض اين جوان مؤثر واقع نشد و دژخيمان «دادگاه تجديد نظر» آخوندي نيز اين حكم را مورد تأييد قرار دادند و اين مجازات سبعانه اجرا شد.
رژيم آخوندي كه مردم ايران آن را پدرخوانده داعش مي نامند، در حالي به خاطر سرقت و با اتهام «شكستن در و پنجره» دست جوانان اين كشور را قطع مي كند، كه رسوايي اختلاسها و چپاولهاي نجومي سران و مقامات رژيم هر روز در رسانه هاي حكومتي منتشر مي شود. از غارت 95ميليارد دلاري سرمايه هاي مردم ايران توسط خامنه اي در امپراطوري مالي موسوم به «ستاد اجرايي فرمان امام» تا چپاول 2ميليارد و 600ميليون دلاري بابك زنجاني كه خود را «سرباز ولايت» مي نامد، تا چپاول دهها ميليارد دلاري حق بيمه كارگران و مستمري بگيران در سازمان تامين اجتماعي، دزديهاي 12هزار ميليارد توماني (3ميليارد و 600ميليون دلاري) در بانكها، چپاول بيش از 2ميليارد دلاري زمينهاي شميرانات توسط نيروهاي مسلح و صدها پرونده اختلاس ديگر كه سران رژيم به سهولت از خزانه و بانكهاي كشور چپاول مي كنند.
آخوند صادق لاريجاني، رئيس قوه قضاييه رژيم، در وحشت از عكس العمل مردم و جوانان, باندهاي مختلف حكومتي را از برملا كردن اين پرونده ها بر حذر داشت و گفت: «پرونده‌هاي کلان مفاسد در حال رسيدگي است اما گفتن زياد آن چيزي را عوض نمي‌کند، گفتن وجود مفاسد توقع مردم نيست. عمده فسادها مربوط به وام‌هاي کلان و فساد در برخي وزارتخانه‌هاست» شبكه يك تلويزيون حكومتي- اول تير94).
سكوت در مقابل بربريت حاكم بر ايران كه ننگ بشريت معاصر است، به بهانه مذاكرات اتمي يا هر بهانه ديگر، نتيجه‌يي جز دست باز دادن به اين جانيان در كشتار مردم ايران، همچنين چراغ سبزي به اين رژيم براي ادامه پروژه دستيابي به بمب اتمي و صدور بنيادگرايي و تروريسم است.


دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران
9تير 94 (30ژوئن 2015)

ثبت رسمي بيانية 38 شخصيت برجستة آمريكايي تحت عنوان «ابتكار عمل سياسي در قبال ايران، شكستن بن‌بست، رابطه با اپوزيسيون ايران»



 روز 24ژوئن 2015(3تير) در114مين اجلاس كنگره آمريكا، تام مك كلينتاك نماينده جمهوري خواه كنگره بيانيه 38 شخصيت ايالات متحده امريكا با عنوان ابتكار عمل سياسي در قبال ايران، شكستن بن‌بست ، رابطه با  اپوزيسيون ايران را بعنوان تبصره الحاقي ارائه داد  و متعاقبا متن اين سند  در ركورد كنگره ، مجله رسمي كنگره ايالات متحده به ثبت رسيد.
سند اين بيانيه در اجتماع عظيم ايرانيان در پاريس روز 23خرداد(13ژوئن) ، توسط شخصيتهاي سياسي  و نظامي و دولتمردان برجسته آمريكايي قرائت گرديد و به رئيس جمهور برگزيده مقاومت اهداشد.
در اين بيانيه چنين آمده است
اين ابتكار عمل نشأت‌گرفته از نگرانيهاي ما براي امنيت ملي كشورمان، و  عدالت و فرصت براي ميليون‌ها شهروند عرب و ايراني است كه آينده شان با تحولات جاري رقم مي‌خورد و براي مردم ايران كه به‌مدت بيش از 35 سال، تحت سلطه رژيم مستبد حاكم بر ايران از بنيادي ترين حقوق خود محروم بوده‌اند
ما هم‌چنين نگران امنيت و حفاظت اعضاي اپوزيسيون ايران هستيم كه در كمپ ليبرتي در عراق محصور شده اند
 كساني كه دولت ما از طريق ارتش خود قول مكتوب حفاظت به آنها داده است
ما  به فشار فوري از سوي دولتمان به دولت عراق فراخوان مي دهيم، تا به اذيت و آزار اعضاي سازمان مجاهدين خلق كه هم چنان درعراق هستند خاتمه بدهد

ما چهار ابتكار عمل زير را به دولتمان و به كانديداهاي فعلي ومحتمل رياست‌جمهوري آمريكا در هر دو حزب توصيه مي‌كنيم كه هدف آن كاهش نزاع در سراسر خاورميانه است. از جمله، از طريق به‌رسميت‌شناختن اين واقعيت‌ها، ايستادن بر سر اصول آمريكا و نرم‌هاي بنيادين بين‌المللي و مخالفت با نقش مخرب رژيم ايران در منطقه:
اول- در مورد موضوع اتمي، ما از يك راه حل مسالمت‌آميز در صورتي‌كه از طريق ديپلوماسي قابل حصول باشد، حمايت مي‌كنيم. ولي در عين حال، قوياً معتقديم كه چنين راه حلي، نه از طريق امتياز دادن به رژيم ايران، بلكه با روشن‌ساختن كامل اين امر حاصل ميشود‌كه رژيم ايران از هر گونه فرصت محتمل براي كسب بمب اتمي، محروم خواهد شد.
دوم- نقش مخرب رژيم  ايران در سراسر منطقه بايد مهار و جلوي آن گرفته شود. رژيم ايران نه تنها بخشي از راه حل نيست، بلكه بخش عمدة  مشكل است.
موفقيت يك استراتژي ايجاد ثبات درازمدت در منطقه، منوط به خاتمه‌دادن به دخالت‌هاي شوم و مخرب رژيم ايران در سوريه، عراق، يمن، لبنان و ديگر كشورهاست.
سوم- ما بايد در مورد نقض جدي حقوق بشر توسط رژيم كه در داخل ايران ادامه دارد، هوشيارتر باشيم و بيشتر موضع‌گيري كنيم. سياست ما در قبال تجاوزات داخلي و خارجي رژيم ايران عليه معيارهاي بين‌المللي، ديگر نمي‌تواند گروگان مسئلة اتمي باشد
 (و) سرانجام- هستة مركزي رويكرد ما قرار گرفتن در كنار 80 ميليون مردم ايران و آمال آنها، به‌همراه مردمِ همه‌جا، براي آزادي و حاكميت مردمي بر پاية اصول دموكراتيك است.
 رابطه و تعامل با اپوزيسيون دموكراتيك، براي ساليان حلقه مفقوده سياست آمريكا، تحت رهبريِ هم جمهوريخواهان و هم دموكراتها، بوده است.
 بنابراين، به‌عنوان چهارمين ابتكار عملمان، ما دولتمان را فرا مي‌خوانيم كه اين بن‌بست را بشكند و وارد يك ديالوگ با احترام، با اپوزيسيون ايران بشود، (امري كه) با سياست ديالوگ كشور ما با تمامي گروه‌هاي سياسي سازگار است. نتيجة مذاكرات اتمي هر چه باشد، و در هرگونه سناريوي محتمل، خواسته‌هاي مردم ايران و آمال آنها براي تغيير، بايد مد نظر قرار بگيرد.
خانم مريم رجوي، به‌عنوان زني مسلمان، مبلغ تفسيري بردبار و دموكراتيك از اسلام است  كه  باعث مي‌شود مسلمانان توسط همة فرهنگ‌ها و عقايد مورد احترام قرار گيرند،  اين تماماً در نقطة مقابل ماهيت ديكتاتور و زن‌ستيز رژيم ايران و تمامي بنيادگرايان و افراط‌گرايان اسلامي قرار مي گيرد.