یازدهمین روز اعتصاب غذا و چهارمین روز اعتصاب خشک آتنا دائمی و گلرخ ایرایی در قرنطینه زندان قرچک
در
یازدهمین روز اعتصاب وپنجمین روز اعتصاب خشک آتینا دائمی وگلرخ ایران حال گلرخ به
وخامت گرائید ودچار حمله قلبی گردید همچنین وضعیت اتنیا هم وخیم گزارش شده زنان
زندان اوین وفعالین حقوق بشر وعفو بین الملل وفعالین مدنی وتعداد زیادی از خانواده
های زندانیان نگران وضعیت این دو زن زندانی هستند درهمین رابطه مریم اکبری منفرد
وخواهر 4 شهید قتل عام شده از بند زنان اوین که هم بند اتنیا وگلرخ بود طی نامه ای
نگرانی خود وسایر زندانیان را بیان کرد به نامه ای که مریم اکبری منفرد نوشت در زیر
آمده :
ایران
- تهران - زندان زنان در اوین :نامه مریم اکبری منفرد درباره اعتصاب غذای خشک اتینا
دائمی وگلرخ ایرانی: مریم اکبری - بند زنان اوین
. متن نامه به این قرار است: سایه سرد و سهمگین سرکوب در سراسر کشورگسترده
شده است و آسیاب سنگ خشونت در نهایت سرعت می جرخدو با قساوت تمام هر دانه ایی را
که بر گلویش میگذارد خرد می کند.اما ایران و ایرانی طوق بندگی و عبودیت ظالمان را
برداشته تا از نعمت شخصیت و آزادی و تساوی حقوق برخوردار گردد و این است که مرگ
بانام برایش لذت بخش تر از ننگ و تمکین در برابر زور است و خود را از نردبان انسانیت
بالا می کشد تابه حقایق بیشتری آگاهی یابد. ۹روز از اعتصاب غذای گلرخ
و آتنا عزیز میگذردو کسی پاسخگو نمی باشد.اعتصاب غذا واژه ایی آشناست اما شنیدن ان
کجا و شاهد درد کشیدن یک انسان که در اعتصاب غذا به سر می برد کجا؟!زیر فوران درد
و هر روز ذره ایی از وجودت آب شدن و تو چاره ای جز ادامه ی مسیر برایت نباشد و هر
روز ناتوان تر از روز قبل ولی مصمم تر در مسیری که پای نهاده ای زیرا که تنها تیری
است در تاریکی.در اعتصاب خشک دیگر بحث سر روز و ساعت نیست، دیگر صحبت از جداشدن
ذره ذره وجودت نیست. بلکه اتفاق در لحظه است در ثانیه، از کار افتادن کل سیستم بدن
در یک لحظه، نفسها به شماره افتادن؛ تنفس های نفسگیر و هر آن امکان بالا نیامدن
نفس بعدی!!!خشکی دهان، چسبندگی لب و دهان و زبان و… ایست قلبی با هیچ واژه ایی نمیشودلحظه
های دردناک اعتصاب غذا را به تصویر کشید جان گلرخ و آتنا در خطر است.مطلع شدم آقای
حاج مرادی در پاسخ مادر آتنا که گفته بودبچه ها میخواهند اعصاب خشک بکنند جواب
داده: “برایم مهم نیست”.البته که برای شما که میراث دار سلف خویش هستید جان آدمی
ارزش ندارد، اسلامی که در دهه ی ۶۰ چوبه های دار، جوخه های اعدام و
خون جوانان میهن را نردبان ترقی خویش کردند و اینک در بالاترین مناصب دولتی تکیه
زده اند و به هیچ نهادی هم پاسخگو نیستند و هر بلایی که می خواهند بر سر زندانیان
می آورند و در نهایت به اسم خودکشی و مصرف مواد مخدر و…. پرونده ها را مختومه
اعلام می کنند.قانون و اخلاق و وجدان و این قبیل واژه ها کمترین اعرابی در این
حاکمیت ندارد. به بردگی در امدن انسانیت و سلب کردن کرامت انسانی ماهیت این حکومت
است.من مریم اکبری زندانی سیاسی، از زندان اوین، از پشت دیوارهای سنگی دست استمداد
به سوی مجامع بین المللی و نهادهای حقوق بشری دراز می کنم و از همه ی کسانی که
قلبشان برای انسان و انسانیت می تپد تقاضا دارم فریاد مادر گلرخ و آتنا را بشنویید
و چشمان امیدوارمادران به سوی شماهاست.شماهایی که از نیروی ایمان و عقیده به آزادی
نوع بشر بر خوردارید انها را نا امید نکنید.حضور شما اثری تعیین کننده خواهد داشت
و ارزش نهایی هر زندگی در حضور لحظه های سرشار از احساس وظیفه در آن لحظه هاست. مریم
اکبری منفرد زندان اوین بهمن۹۶

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر