۱۳۹۷ فروردین ۱۲, یکشنبه

ایران -13 بدر مبارک ،چرا این سنت دیر پای ایرانی را پرشکوه برگزار میکنیم با تصاویر



 ایران -13 بدر مبارک ،چرا این سنت دیر پای ایرانی را پرشکوه برگزار میکنیم با تصاویر



تاریخچه سیزده بدر وچرا این سنت دیر پای ایرانی را پرشکوه برگزار میکنیم
 






لینک های مطالب بیشتر درباره 13بدر 


لینک  گلچینی  از ترانه های گیلانی

 

سیزده بدر سیزدهمین روزِ فروردین‌ماه و ازمجموعه  جشن‌های نوروزی است. در تقویم‌های رسمیِ ایران، ، این روز بنام  روز طبیعت نامگذاری شده‌است. 13 بدر یکی از سنت های بسیار زیبا ودلپذیر ایران  است ، در این روز باید برای راندن نحسی از خانه بیرون رفت  و نحسی را در طبیعت بدر کرد .  درکتابها ومتون ادبی وفولکلور گفته شد که  ایرانیان باستان در آغاز سال نو پس از دوازده روز جشن‌گرفتن و شادی‌کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده‌ای‌ست به باغ و صحرا می‌رفتند و شادی میکردند و درحقیقت با این ترتیب رسمی بودن دورهً نوروز را بپایان می رساندند . همچنین در برخی متون فارسی از زمان جمشید شاه نقل میکنند که جمشید، شاه پیشدادی، روز سیزده نوروز (سیزده بدر)را در صحرای سبز و خرم خیمه و خرگاه بر پا می کرد  و بارعام می داد  و چندین سال متوالی این کار را انجام داد  ودر نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و آیین ملی درمی آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون از خانه در کنار چشمه سارها و دامن طبیعت ودشت وگلزار برگزار میکننددر یک نگرش وروایتی دیگر این روز طبیعت یعنی 13 بدر و13 نوروز  سنت ایرانیان باستان به مناسبت پیروزی ایزد باران بر دیو خشکسالی اَپوش می‌باشد. و از قبل از آشو زرتشت (۱۸۰۰ قبل از میلاد) مرسوم بوده، در باور پیشینیان پیش از آشو زرتشت برای این که ایزد باران در سال جدید پیروز شود و دیو خشکسالی نابود گردد باید مردمان در نیایش روز تیر ایزد از این ایزد یاد کنند و از او در خواست باریدن باران نمایند.


 در ایران باستان پس از برگزاری مراسم نوروزی سیزدهم که به ایزد باران تعلق داشت مردم به دشت و صحرا و کنار جویبارها میر‌فتند و به شادی و رقص و پایکوبی می‌پرداختند و آرزوی بارش باران را از خداوند می‌نمودند. اکنون هم رزتشتیان از بامداد روز تشتَر ایزد و فروردین ماه، سفره نوروزی را بر می‌چینند، خوردنی‌ها و مقداری آجیل و شیرینی‌های باقی‌مانده در سفره نوروز را با خود به طبیعت میبرند، و سبزه‌های موجود در سفره را با خود برمیدارند و به دشت و صحرا و کنار چشمه سار‌ها یا آب‌های روان می‌روند. سبزه خود را در کنار جویبارها به آب روان می‌سپارند و آرزو می‌کنند که سالی پربرکت و خرم داشته باشند. 






 آنروز تا پایان  روز در بیرون خانه هستند و در طبیعت و میان سبزه و صحرا به رقص و شادمانی می‌پردازند. لذا سیزده نوروزدر همه متون به روز نیک وشاد وسرزنده یاد شده  وقتی درباره نیکویی و فرخندگی این روز بیشتر دقت میکنیم منابع معقول و مستند با سوابق تاریخی زیادی را می یابیم.همان طور که گفته شد سیزدهم فرودین ماه که تیر روز نام دارد و متعلق به فرشته یا امشاسپند یا ایزد سپند (مقدس) و بزرگواری است که در متون پهلوی و در اوستا تیشتر نام دارد و جشن بزرگ تیر روز از تیر ماه که جشن تیرگان است به نام او می باشد.در روایتی دیگر چهارده‌به‌در اصطلاحی است که به‌جای «سیزده‌به‌در» در مواردی بکار می‌رود و منظور آن گشت و گذار در طبیعت در روز ۱۴ فروردین است. برخی اهالی خرم‌آباد به جای سیزدهم فروردین، روز چهاردهم را به تفریح در طبیعت اختصاص می‌دهند آنها ۱۳ فروردین را در خانه می‌مانند و آن را سیزده غریب می‌نامند. این به این مفهوم است که در این روز مردم غیر بومی خرم‌آباد برای تفریح بیرون می‌روند و خود خرم‌آبادی‌ها یک روز بعد به دامن طبیعت می‌روند.بخشی دیگر از آیین های سیزده بدر را هم باورهایی تشکیل میدهند که به نوعی با تقدیر و سر نوشت در پیوند است.برای نمونه فال گیری و گره زدن سبزه  و گشودن آن ،بخت گشایی (که درسمرقند و بخارا رایج است)و نمونه های دیگر.از مراسم های روز سیزده بدر هستند.از آئین های دیگر سیزده بدر که زیبا و دوست داشتنی است،بازی های گروهی، ترانه ها و رقص های دسته جمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، پختن ودرست کردن خوراکی های  عمومی واستفاده جمعی آن ، بادبادک پرانی، سوارکاری، نمایش های شاد، هماوردجویی جوانان، آب پاشی و آب بازی بخشی دیگر  از این آیین هاست که ریشه در باورها و فرهنگ اساطیری دارند. از جمله شادی کردن و خندیدن به معنی فروریختن اندیشه های پلید و تیره، وروبوسی نماد آشتی، به آب سپردن سبزه سفره نوروزی نشانه هدیه دادن به ایزد آب «آناهیتا» و گره زدن علف برای شاهد قرار دادن مادر طبیعت در پیوند میان زن و مرد، ایجاد مسابقه های اسب دوانی که یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشک سالی است.
 
 






باشعری در گرامیداشت سیزده بدر  این روز را گرامی داریم :
 به پیشواز سیزده بدر میرویم
نوروز و بنفشه‌ها دمیده با هم               
 با سوسن ویاس وهم ز ریحان با هم
با کوکب و نسرین و شقایق شعله 
با نسترن و لاله رسیده با هم
شوقی‌ست که از چشم جهان میبارد
با رایحه  یار زمه  میبارد 
زیر پر و بال باد گیسوافشان 
  فرّی ز رخان مه‌وشان میبارد 
مینوی رخ بهار بیدار، سلام!                  
 مینای همیشه نیک‌پندار، سلام!
با چشمه و بید و با سپیدار، سلام!      
   با آرزوی همیشه دیدار، سلام!




 

 
در گرامیداشت این روز زیبا ، سبزه‌هاي زیبای نوروزی را كه چند روز اول سال نو مهمان سفره هفت سين بود به آب روان ميسپاریم . خوراكيهاي باقيمانده نوروز، به مصرف میرسد، بساط بازيهاي دسته‌جمعي پهن میشود. روز سيزدهم، كمتر كسي در منزل میماند. در ساعت اول روز خيابانها شلوغ و پر‌رفت و آمد است. پاركها ومناظر طبيعي اطراف شهر پذيراي ميليونها زن و مردم و جوان و پير و كودك است. خانواده‌ها با صفا و صميميت در كنار هم مي‌نشينند و گل مي‌گويند و گل مي‌شنوند. وبه خمینی صفتان وآخوندهای ولایت فقیه وضد سنت وضد جشن لعنت میفرستند مردمي كه در طول سال، در هياهوي شهر، پي نام و نان وهزاران مشکل  هستند و با هم  برخورد ونشست وبرخاست  کمی دارند ، در اين روز تغييري در رفتارشان روي میدهد، همه مهربان و شادمان هستند. گويي بهترين روز سال همين روز است. هر‌چند گروهي آن را نحس مي‌شمارند، اما در اين روز همه چيز و همه كس رنگ شادي دارد. پس آيا روز سيزده‌بدر نحس است يا مبارك ؟؟؟ حتما مبارک است !!! ونحس ونحوست از آن  آخوندهای ضد مردم است  که ایران را سالها به عقب بردند وبا تحجر واعمال خفقان وسرکوب هدفشان این بود  جامعه را  به ماتم وعزا بکشانند وهمه سنت ها وآیین های ایران را نابود کنند ، اما به کوری چشم آخوندها وولایت فقیه جلاد همه به دشت وصحرا وکوه وصحرا وچشمه وهرجا که نشان از سبزی وگل ونشاط وشادابی وسرود سرور  است خواهیم رفت . وضمن شادی وسروروبازی ونشاط به قهرمانان ودلاورانی که برای نبرد با این جلادان برای آمدن  بهار وآزادی وسرور وشادمانی جان باختند از 120 هزار شهدای مجاهد ومبارزمیهن تا شهدای قیام دیماه 96 همچنین قهرمانان ودلاورانی که در  حال نبرد وایستادگی هستند بویژه قهرمانان اشرفی در آلبانی وهمه اشرف نشانان  وکانونهای شورشی  درود می فرستیم باشد که هرچه زودتر این حکومت ضد مردم وضد فرهنگ بدست مقاومت سراسری وقهرمانان پیشتازش یعنی ارتش آزادیبخش ملی ایران وکانونهای شورشی وجوانان قیام آفرین   به زباله دان تاریخ سپرده شود وایران دوباره به اقتدار وعظمت وشوکت خود بازگردد سیزده شما واقعا مبارک ومبارک ودلهای همه تان چون دشت وگلزار ها سبز وشکوفا باد  الهی آمین !!!!

ایران #تهران #قیام_دیماه#اعتصاب #تظاهرات_سراسری #قیام سراسری  #اتحاد #آزادی#ما براندازیم

مطالب مارا درتو ئیتر بنام @ bahareazady ودر وبلاک انجمن نجات ایران دنبال کنید

سایت سازمان مجاهدین خلق ایران - سخن روز :ترساندن از قیام و انقلاب، چگونه و چرا؟



 


سایت سازمان مجاهدین خلق ایران سخن روز :ترساندن از قیام و انقلاب، چگونه و چرا؟

 

 



سخن روز :ترساندن از قیام و انقلاب، چگونه و چرا؟



مدتی است مهر‌ه‌های از دور خارج‌شده اصلاح‌طلب درون رژیم، یکی پس از دیگری به صحنه می‌‌آیند و در تحلیل قیام، موقعیت رژیم و ترسیم چشم‌انداز آینده حرفهایی بامضمونی مشخص و تقریبا هارمونیک می‌زنند. آنها گرچه از زوایای مختلف و بیانهای متنوع وارد بحث می‌شوند، اما نهایتاً یک جمع‌بندی و نتیجه‌گیری واحدی را ارائه می‌دهند که جا دارد روی آنها کمی تأمل شود.
خبرگزاری حکومتی اعتماد (۱۰فروردین ۹۷) تحت عنوان «الآن فهمیدند اولین تظاهرات که علیه دولت بشود ۵دقیقه دیگر می‌شود علیه نظام...» گفتگویش با مصطفیتاجزاده را منتشر کرده که نکات برجستهٔ این مصاحبه از جمله عبارت است از: «می‌گویم بقای ایران اگر خدای نکرده اتفاقی بیفتد معنایش این است که هر گوشه‌یی از ایران ممکن است یک پرچمی بلند [بکند]... خبرنگار می‌پرسد: پس شما هراس دارید؟ تاجزاده: بله هراس بسیار جدی، دو تا هراس یکی بقای ایران یکی امنیتش، سوریه نشدنش، درگیری مردم با مردم... از نظر اصل سیستم سیاسی هم ممکن است که خدای نکرده به‌محض این‌که حکومت مرکزی تضعیف بشود شعارهای تجزیه‌طلبانه داده بشود..».
این یک نمونه از حرفهای اخیر اصلاح‌طلبان است که مضمون کم و بیش واحدی دارند، اما سؤال این است که اینها با این قبیل حرفها چه می‌خواهند بگویند؟
روشن است که اینها می‌خواهند مردم و قیام‌کنندگان را از قیام و انقلاب بترسانند. این آخرین ترفند همهدیکتاتوریهای رو به سقوط است که چنین القا می‌کنند که: درست است که ما بد کردیم و... اما اگر ما برویم اوضاع بدتر از این می‌شود. پس بیایید به همین وضع موجود رضایت بدهید، البته ما هم قول می‌دهیم که اصلاحاتی بکنیم و بخشی از اشکالات را رفع کنیم...
 در همین رابطه اینها مردم را از تجزیه کشور و از سوریه‌یی شدن می‌ترسانند و به طرق مختلف سعی می‌کنند خود را هم منتقد وضع موجود و هم دلسوز مردم جلوه دهند. از این صحبت می‌کنند که اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، یعنی وضعیت برود به سمت رادیکالیسم، میلیونها نفر مثل عراق و سوریه کشته می‌شوند و کشور ویران می‌شود.
بهزاد نبوی یکی دیگر از همین دار و دسته صراحتاً گفت که من ضدانقلابم، مخالف هر نوع انقلابی هستم؛ چرا چون نتیجه انقلاب ضدسلطنتی همین شد که می‌بینیم. یعنی سعی می‌کنند افتضاحات خودشان و غصب رهبری انقلاب را به پای خود انقلاب بنویسند و مردم را از هر گونه تغییر رادیکال و ریشه‌یی بترسانند و بگویند اگر راه‌حلی باشد، این راه‌حل در درون رژیم است و همین رژیم را باید اصلاح کرد و آن هم لابد باید به دست همین اصلاح‌طلبان باشد!
حالا تأملی روی مضمون دعاوی و ترساندن‌‌ها بکنیم: آیا به راستی خطر سوریه شدن ایران واقعی است؟
پاسخ منفی است. این تنها یک مغلطه شیادانه است، به دلایل مختلف، ایران تبدیل به امثال سوریه و عراق نخواهد شد. اول به این دلیل که وضعیت سوریه و عراق معلول دخالت رژیم در این کشورهاست. اگر دخالتهای رژیم و حمایتهایش از دیکتاتور سوریه نبود، انقلاب این کشور در همان هفته‌ها و ماههای اول به نتیجه می‌رسید و این همه قربانی و آواره و خرابی به بار نمی‌آمد. هم‌چنین عراق... بگذریم از این‌که اساساً ایران به دلایل تاریخی، اجتماعی، طبقاتی و مرحله انقلاب قابل قیاس با سوریه و عراق نیست و شباهتی ندارد. ولی جالب است که رژیم مردم را از چیزی می‌ترساند که خودش به‌وجود آورنده و مسبب آن بوده است. البته این ترس سوریه‌یی شدن آن قدر موهوم و پوشالی است که حتی بخشی از اصلاح‌طلبان هم آن را قبول ندارند. کما این‌که حجاریان اخیراً (۵فروردین) طی مصاحبه‌یی گفت: «ایران و سوریه از یکدیگر متفاوت‌اند؛ به نظرم خطر سوریه‌‌یی شدن و شعار‌های مرتبط با آن موهوم هستند».
فاطمه صادقی(دخترخلخالی) که نفر دیگری از همین طیف است، گفته است: « نفس این دعوی که ایران سوریه می‌شود، از ناخودآگاه ترس‌خورده اصلاح‌طلبان و ناتوانی آنها از مواجهه با بن‌بست و استیصال سیاسی پرده برمی‌دارد».
برخی ممکن است این شبهه را طرح کنند که این اصلاح‌طلبان تاریخ گذشته! الآن که از اصلاحات صحبت می‌کنند، حرفهای عمیق‌تری می‌زنند، حتی ولی‌فقیه و اصل ولایت فقیه را هم زیر علامت سؤال می‌برند...دراین صورت چه می‌گوئید؟
سوال خوبی است؛ واقعیت این است که اینها برای این‌که حرفشان خریدار پیدا کند، باید خود را منتقد و مخالف وضع موجود جلوه بدهند و در شرایط افول و منفوریت عام ولی‌فقیه و ولایت فقیه، حتی خود را مخالف ولایت فقیه وانمود کنند؛ تا آنجا که همین تاج‌زاده می‌گوید ما اشتباه کردیم ولایت فقیه را وارد قانون اساسی کردیم. جایگاه ولی‌فقیه باید مرجعی مانند آقای سیستانی باشد که در امور جاری دخالتی نمی‌کند. یعنی به نوعی جدایی دین از دولت را مطرح می‌کنند.
یا حجاریان می‌گوید رئیس‌جمهور واقعی خود ولی‌فقیه است. در واقع اینها با این اظهارات می‌خواهند روی همان موج تنفر عمیق اجتماعی از ولایت فقیه سوار شوند. مثل خود روحانی که در جریان انتخابات برای سوار شدن روی این موج گفت؛ کارنامه رژیم طی ۳۸سال گذشته اعدام و زندان بوده است.
 آقای منتظری در سال ۶۷ می‌گفت اسم ولایت فقیه که به میان می‌آید مردم چندششان می‌شود، اکنون پس از ادامه ۳۰سال جنایت و خیانت و این همه فجایع چه باید گفت؟ البته مردم حرفی را که ۳۰سال به‌دلیل اختناق نتوانستند بگویند، در قیام دیماه با شعارهای مرگ بر خامنه‌ای و مرگ بر ولایت فقیه ابراز کردند.
اصلاح‌طلبان با این حرفها، در واقع می‌خواهند با دادن تنفس مصنوعی، جنازهٔ متعفن اصلاحات را دوباره سرپا کنند  و وانمود کنند که حرفهای نو دارند و در مواضع خودشان تجدیدنظر کرده‌اند و به مردم روی آورده‌اند، تا بلکه رژیم ولایت فقیه حفظ شود. ‌در حالی که ماجرا لو رفته است و مردم رأی خودشان را داده‌اند: «دیگه تمومه ماجرا!».
و اما نکته یا سؤال آخر این‌که آیا آنها موفق می‌شوند؟ آیا این حرفها خریداری هم دارد؟ و اساسا چقدر روی مردم مؤثر است؟
روشن است که پاسخ منفی است! با حرف زدن و گفتاردرمانی چیزی حل نمی‌شود. با این حرفها هیچ‌کدام  از مطالبات مردم، از اقتصادی گرفته تا سیاسی و اجتماعی جواب داده نمی‌شود؟ اینها می‌‌خواهند رژیم را نجات بدهند، در حالی که مردم روی تمام رژیم و همه باندهایش خط بطلان کشیده‌اند.
حجاریان اخیراً در شکایت از این‌که مردم حرفهایش را جدی نمی‌گیرند گفته است: مردم هنوز مرا جزو این رژیم می‌دانند و به‌عنوان یکی از مؤسسین وزارت اطلاعات می‌شناسند. همین حجاریان می‌گوید اعتراضات و قیام ادامه خواهد داشت چون روحانی توان پاسخگویی به مطالبات مردم را ندارد. این حکم دربارهٔ خود این به‌اصطلاح اصلاح‌طلبان هم صادق است. آنها با این گفتاردرمانی‌ها ولفاظی‌ها چه مسأله‌یی را می‌خواهند حل کنند؟ و توان حل چه مسأله‌یی را دارند؟ مطلقاً هیچ! واقعیت این است که بر اثر شرایط قیام، باند موسوم به اصلاح‌طلب نه تنها از طرف مردم مهر باطل خورده، بلکه مورد مصرف خود را برای حاکمیت و نظام هم از دست داده است. از همین رو حجاریان در همان مصاحبه یاد شده، گفت: «حاکمیتی که به حد کفایت دست و زبان سرکوب دارد، اساساً نیازی به اصلاح‌طلب ندارد».


ایران #تهران #قیام_دیماه#اعتصاب #تظاهرات_سراسری #قیام سراسری  #اتحاد #آزادی#ما براندازیم

مطالب مارا درتو ئیتر بنام @ bahareazady ودر وبلاک انجمن نجات ایران دنبال کنید

«اسرار ممنوعه حوزه»های علمیه؛ تناقض‌های درونی یک طلبه‌ی جوان





«اسرار ممنوعه حوزه»های علمیه؛ تناقض‌های درونی یک طلبه‌ی جوان

«ارتداد خفی‌» در حوزه‌های علمیه گسترش یافته است؛ یک ساختار کهنه که به نهاد قدرت در ایران چنگ زده است رو به فروپاشی از درون می‌رود…
نظام ولایت فقیه دارای دو پایه در درون خویش است؛ حاکمیت آخوند و بازوی سپاه؛ در این الگو؛ رهبری و هدایت در زمینه‌ی عقیده بر عهده‌ی آخوند‌ است؛ اوست که اسلام را تفسیر می‌کند و درست و غلط را مشخص می‌کند و چون بنا بر تئوری ولایت فقیه خمینی اختیارات ولی‌فقیه تمامی حیطه‌ها را در بر می‌گیرد پس دامنه‌ی این اعمال هژمونی در حوزه‌های سیاست، فرهنگ، علوم، نیروهای مسلح و … امتداد پیدا می‌کند. با نگاهی به‌همه نهادها و مقامات نظام؛ موردی پیدا نمی‌شود که سرنخ آن به بیت خامنه‌ای منتهی نشود و جایی وجود ندارد که در آن حرف نهایی را یک آخوند نزند.
حال همین آخوندها در مواجهه با جامعه، دستاوردهای علمی و فرهنگی دنیای جدید و بسیاری از موضوعات دیگر که به‌ظاهر برخلاف محتوایی‌ست که مدعی آن می‌شوند؛ در چه شرایطی قرار می‌گیرند؟
شاید نگاهی به حوزه‌های علمیه و وضعیتی که طلاب در آن به سر می‌برند تا حدودی از وضعیت کلی نظام خبر دهد. واقعیت آن است که نظام ولایت فقیه در عرصه‌های مختلف در حال اضمحلال و فروپاشی‌ست و وقتی همین امر در حوزه‌های علمیه حاصل می‌شود بیشتر و بهتر می‌توان درک کرد که این درخت تنومند تا چه میزان پوسیده است.
اسرار ممنوعه حوزه 
طلبه‌ای عکسی از خود منتشر می‌کند در حال نواختن پیانو و در کنار آن می‌نویسد: «چه بسا بتوانیم در این عرصه هم ورود كنیم و جهت دهی كار رو به دست بگیریم و الگو سازی كنیم.» [کانال دین و جامعه ۴ فروردین ۹۷]
موضوعی که مقدمه‌ی آغاز یک بحث می‌شود. یکی از طلبه‌های حوزه علمیه مشهد این عکس را بهانه کرده تا به انتشار برخی از واقعیت‌ها که درون حوزه‌ها می‌گذرد دست بزند. او به گسترش پدیده‌ی «ارتداد خفی» در حوزه‌ها می‌پردازد و آنرا همچون «قبسی از آتش مدرنیته و جهانی شدن و علوم انسانی» می‌داند که «دامن حوزه علمیه را نیز گرفته و این سه گانه جادویی، ذهن و ضمیر بسیاری از طلبه ها را با تشکیک‌های جدی روبرو کرده است.»
جواد شریفی می‌نویسد: «به اقتضای صرف ده سال از عمرم در حوزه علمیه و تجربه و مشاهده و مصاحبه‌های مکرر با بسیاری از طلبه‌ها می‌توانم مدعی وجود «ارتداد خفی» در میان حوزویان باشم. منظورم از «ارتداد خفی» این است که قبسی از آتش مدرنیته و جهانی شدن و علوم انسانی دامن حوزه علمیه را نیز گرفته و این سه گانه جادویی، ذهن و ضمیر بسیاری از طلبه‌ها را با تشکیک‌های جدی روبرو کرده است. نرم‌های اعتقادی که از سوی حوزه علمیه به طلبه‌ها تحمیل می‌شوند دیگر به اندازه کافی قانع کننده نیستند و بسیاری طلبه‌ها این اعتقادات را پس می‌زنند اما به علل گوناگونی که اینجا مجال طرحش نیست توان این که بی‌اعتقادی خود را آشکار کنند ندارند. می‌دانم که آن چه اینجا می‌نویسم اسرار ممنوعه حوزه است».
او می‌افزاید: «گستره «ارتداد خفی» در میان طلبه‌ها چنان است که مثلا در مورد مسئله خدا، برخی خودشان را آتئیست و برخی ندانم‌گرا می‌نامند. در مورد نبوت، برخی پیامبر را یک عارف معمولی و دین وی را حاصل تجارب عارفانه ایشان می‌دانند. در مورد مناسک، نماز و روزه را یا انجام نمی‌دهند یا التزام کاملی بدان ندارند.»
این طلبه حوزه علمیه مشهد سپس به طلبه‌هایی اشاره می‌کند که به موزیک رو آورده‌اند یا بلیارد بازی می‌کنند یا در ورزشگاه‌ها بوق می‌زنند. و می‌افزاید: «به عقیده من _اگر نگویم همه یا بیشتر_ بخش قابل توجهی از طلبه‌هایی که با داشتن لباس روحانیت، می نوازند، می‌خوانند، حرکات ورزشی نمایشی اجرا می‌کنند، استندآپ می‌کنند و… به منظور بروز دادن فردیت ویژه‌شان است. آن‌ها از طرفی می‌خواهند به آن چیزی که علاقه دارند بپردازند و از طرف دیگر می‌خواهند بخاطر این کنش‌های غیرمعمول‌شان از سوی حوزه علمیه، همصنفان خود و قشر سنتی جامعه سرزنش نشوند. برای این منظور آن‌ها اهدافی روبنایی برای خود تعریف می‌کنند.»
اما منظور از اهداف روبنایی چیست؟ منظور همان ریاکاری‌ست؛ این طلبه‌ها «برای فرار از سرزنش، چنین عنوان می‌کنند که حضور آن‌ها در آن حرفه به عنوان یک روحانی و با لباس روحانیت، باعث هدایت و جهت دهی ارزشی اهالی آن هنر و حرفه می شود.»
جواد شریفی در پایان نتیجه می‌گیرد که «قطعا داشتن علاقه‌هایی از این دست، اشکالی ندارند اما صداقت با خود و مردم نیز بسیار مهم است.» [کانال دین و جامعه ۵ فروردین ۹۷]
رواج خشونت!
طرح موضوع «ارتداد خفی» در میان طلاب، سایر طلاب یا مرتبطین با آنها را به واکنش وا می‌دارد. جدا از هر نیتی که نویسنده‌ی «ارتداد خفی» داشته باشد او روایتی از فروپاشی درونی حوزه علمیه را نقل کرده است و اندکی از تصویر واقعی آنچه در آنجا می‌گذرد را بیرونی کرده است.
در همین رابطه الف.‌آزاد می‌نویسد: «در اینکه چنین گزارش‌هایی مبتنی بر واقعیت است تردیدی نیست.» او سپس افزود: «نهاد سنتی روحانیت» «در دام ظاهرپرستی و در نتیجه نفاق‌پروری افتاده است.» [کانال جامعه و دین ۵ فروردین ۹۷]
در ادامه طلبه دیگری از تهران مدعی طرح موضوع رواج «ارتداد خفی» در میان طلاب شده و نتیجه می‌گیرد که وقتی مردم به این امر آگاه شوند آخوندها را بیش از پیش هدف قرار خواهند داد.
امیرحسین کرامتی می‌نویسد: «رواج ذهنیت ارتداد و تکفیر در جامعه، چیزی جز خشونت در افکار عمومی و به طبع تاثیر در اعمال جامعه نمی‌افزاید.» [کانال دین و جامعه ۷ فروردین ۹۷]
احتمالا او در هنگام نگارش این کلمات به یاد می‌آورد که دفاتر امامان جمعه و حوزه‌های علمیه از جمله اهداف مورد حمله در قیام ایران بود. هرچند در ۱۳ بهمن ۹۶ احمد خاتمی تأیید کرد که در میان قیام‌آفرینان، طلبه‌ها نیز حضور داشته‌اند. [احمد خاتمی قیام‌آفرینان را باغی خواند و حکم آنها را مرگ دانست؛ پایان فرصت نظام]
ریاکاری
در ادامه فردی با نام مستعار م.ت در یادداشتی می‌نویسد: «همه جای دنیا بین «فرهنگ رسمی» و «فرهنگ غیر رسمی» فاصله است. اما در کشور ما این فاصله ظرف چهل سال به یک شکافِ عظیم و ترسناک تبدیل شده» است.
این فرد به ریاکار بودن طلاب قناعت کرده تا بحث «ارتداد خفی» را دور بزند. م.ت می‌نویسد: «الگوی نهادینه شده در حوزه از یکسو، اقتضائات فرهنگ غیر رسمی از سوی دیگر طلبه را وادار به نوعی «ریاکاری خفی» و نه «ارتداد» می‌کند.»
او در توصیف وضعیت طلبه‌های جوانتر می‌نویسد: «بعضی از طلبه‌های زیر بیست سال امروز کافه‌نشین هستند، سیگار می‌کشند، و در مراوداتشان با جنس مخالف آزادتر هستند. امتیازات مادی و اجتماعی حوزه هم برای آنها و خانواده‌هایشان قابل چشم پوشی نیست. همانطور که لذائذ (گاهاً حرام و گاهاً مکروه) جوانان عادی برای برخی قابل چشم پوشی نیست.» [کانال دین و جامعه ۱۰ فروردین ۹۷]
«چرندیات»ی به‌نام علوم انسانی
بحث‌های صورت گرفته پیرامون «ارتداد خفی»، جواد شریفی از حوزه علمیه مشهد را وا می‌دارد تا روایت پیشین خود از رواج نوعی ارتداد در میان طلاب را انکار کند و منظورش را «انحراف از نرم‌ها» و نه «ارتداد فقهی» جلوه دهد؛ اما همین یادداشت بهانه‌ای می‌شود تا او به واقعیت‌های بیشتری درباره حوزه اذعان کند؛ از جمله دشمنی بنیادین آن با علوم انسانی.
نویسنده که مدعی‌ست «سالیانی است که در کنار تحصیل علوم دینی، به مطالعه جامعه شناسی مشغول است»، می‌‌افزاید: «همین یک سال پیش بود که به تعدادی از مدارس علمیه سطح یک پیشنهاد دادم که برای طلاب‌شان به طور رایگان جامعه شناسی مقدماتی تدریس کنم اما هیچ یک نپذیرفتند و نیمی از آن‌ها به صراحت گفتند که نمی‌خواهند این چرندیات گمراه کننده به طلاب‌شان آموزش داده شود. علوم انسانی در حوزه علمیه، تنها در فضاهای کنترل شده‌ای مثل موسسه امام خمینی یا دانشگاه باقرالعلوم قم وجود دارد که خودشان تصمیم بگیرند آن بخشی از کفریات علوم انسانی را که می‌توانند پاسخی برایش بیابند به طلاب آموزش دهند و آن بخشی را که جوابی برایش ندارند آموزش ندهند. بنابراین آشنایی با علوم انسانی در میان بسیاری طلاب جوان بیشتر به عملیاتی چریکی مانند است.» [کانال دین و جامعه ۱۱ فروردین ۹۷]
بنا به روایت‌های صورت گرفته در طی این مباحث؛ فروپاشی اعتقادی نسبت به اسلامی که در حوزه‌ها تدریس می‌شود، به‌طور جدی در میان طلاب به چشم می‌خورد؛ این ریزش نیرو در بخش عقیدتی نظام با نفرت ورزی نسبت به علوم انسانی توسط متصدیان حوزه‌ها قابل پیشگیری نیست؛ پرسش‌های پاسخ نیافته‌ی طلاب جوان‌تر از یک سو، و دست‌آوردهای علوم انسانی از سوی دیگری؛ در بستری از تحولات جامعه و جوشش آن علیه نظام ولایت فقیه در حالی‌که ریاکاری و دورویی هرچه بیشتر خود را در نظام بارز می‌کند؛ طلبه‌ی جوان را در یک تناقض قرار می‌دهد تا راه برون رفتی از این شرایط بیابد؛ نتیجه اولیه این تناقض فاصله گرفتن او از نظام و جستن راهی دیگر است؛ راهی که اگر با خیزش مردم ایران پیوند پیدا کند می‌تواند به فلاح و رستگاری منتهی شود.

ایران #تهران #قیام_دیماه#اعتصاب #تظاهرات_سراسری #قیام سراسری  #اتحاد #آزادی#ما براندازیم

مطالب مارا درتو ئیتر بنام @ bahareazady ودر وبلاک انجمن نجات ایران دنبال کنید

سند سفره هفت‌سین لاکچری شورای شهر تهران در جریان جنگ جناحین رو شد






سند سفره هفت‌سین لاکچری شورای شهر تهران در جریان جنگ جناحین رو شد


روزهای گذشته، خبر سفره هفت‌سین ۱۴ میلیون تومانی شورای  شهر  تهران، در جنگ و جدال جناحی بر ملا شد.
 فارس وابسته به سپاه پاسداران امروز ۱۱ فروردین ۹۷ ، بخشی دیگر از دزدی مالیات مردم توسط  شورای شهر تهران را فاش کرد.
البته این نمونه تنها بخش بسیار بسیار کوچکی از کوه دزدی  جناح های وابسته به حکومت است.
فارس می‌نویسد:
از سفره هفت‌سین لاکچری تا تبلت و پرشیا صفر کیلومتر
شورای شهر پنجم در حالی شکل گرفت که اعضای جدید بر کاهش هزینه های جاری شهردرای و شورای شهر و جلوگیری از ریخت و پاش ها اصرار داشتند.
اما دیری نپاید که اعضای شورا به همان موضوعی گرفتار شدند که نمایش انتقاد از آن را اجرا می کردند.
حاشیه بسیار زود سراغ شورای پنجم آمد و آن حاشیه ای گرانقیمتی بود که با پول مالیات و عوارض شهروندان تهرانی صورت گرفته بود.
خرید ۲۱عدد تبلت‌ ۴میلیون و ۵۷۰هزار تومانی و ۲۱دستگاه پژو پارس‌ ۴۲میلیون و ۳۰۰هزار تومانی برای اعضای شورای شهر تهران!
این در حالیست که در جریان انتخابات هر کدام دست آن یکی را برای دزدی رو میکرد! ولی آنچه که به مردم برمیگردد اینکه صدر تا ذیل از ولی فقیه گرفته تا یک پاسدار پیزوری هرکس که وابسته یه این حکومت باشد دستش در جیب مردم است.
همان که گفتیم اصلاح طلب اصول گرا دیگه تمومه ماجرا!

ایران #تهران #قیام_دیماه#اعتصاب #تظاهرات_سراسری #قیام سراسری  #اتحاد #آزادی#ما براندازیم

مطالب مارا درتو ئیتر بنام @ bahareazady ودر وبلاک انجمن نجات ایران دنبال کنید

ایران - زندان گوهر دشت :نامه زندانی سیاسی – عقیدتی حمزه درویش از زندان گوهر دشت به مجامع حقوق بشری





نامه زندانی سیاسی – عقیدتی حمزه درویش از زندان گوهر دشت به مجامع حقوق بشری
 
 
نامه حمزه درویش: حصارنیوز 8فروردین97: حمزه درویش زندانی سیاسی زندان گوهردشت نامه ای به مجامع بین المللی درخصوص وضعیت اسفبار زندان گوهردشت نوشت. متن نامه وی به این قرار است: اینجانب حمزه درویش زندانی زندان گوهردشت به اطلاع نهادهای حقوق بشری میرسانم که بعد از به ریاست رسیدن ضیائی اوضاع زندان و زندانیان گوهردشت بخاطر تغییرات و سرکار آمدن افراد نالایق و بی لیاقتی رئیس زندان کاملا به هم ریخته است و اوضاع زندان از دست وی خارج شده است وی توانایی کنترل و اداره زندان را ندارد بطوری که حقوق زندانیان در زندان گوهردشت رعایت نمیشود و به زندانیان به چشم یک تفریح و منبع درآمدزائی نگاه میکنند . بعنوان مثال؛ انواع مخدر توسط مسئولین زندان در بین زندانیان با قیمتهای سرسام آوری توزیع میگردد اموال زندانیان عادی را پس از اعدام به غارت برده و به زندانیان دیگر بندها میفروشند و یا ملاقات حضوری و شرعی را با مبالغ هنگفتی به زندانیان میفروشند و با گرفتن مبالغ سرسام آوری اتاقهای خصوصی به زندانیان میدهند و همچنین اجرای احکام زندان در مسائل پرونده زندانیان کمکاری کرده و در ازای گرفتن پول کار زندانیان را پیگیری میکنند و همچنین وضعیت کیفی و بهداشتی غذا کاملا پایین بوده و در بسیاری از موارد مشاهده شده که زندانیان دچار مسمومیت شدید و به بیمارستان اعزام شده اند.بیش از ۹۹% زندانیان از وضعیت کنونی زندان ناراضی هستند و حق اجازه اعتراض هم به آنها داده نمیشود به طوری که اگر زندانی بخاطر این وضعیت اعتراض کند و یا دست به اعتصاب غذا بزند در بهترین حالت وی را بدون ضرب و شتم به انفرادی انتقال میدهند و یا زندانی مورد نظر را بخاطر ترساندن دیگر زندانیان توسط رئیس زندان و معاونین رئیس زندان قبادی ، محمدی و اسماعیلی به دفتر رئیس حفاظت زندان میرسادات موسوی برده و زندانی مورد نظر را لخت مادرزاد کرده و شروع به خندیدن و مسخره کردن و فیلم و عکس گرفتن از زندانی میکنند و زندانی را با تهدید و وعده های دروغین مجبور به جاسوسی در بین زندانیان میکنند . بخاطر تمامی این جرمها و اختلافات طبقاتی که در زندان گوهردشت وجود دارد خیلی از زندانیان صبرشان به سر آمده و دست به خودکشی میزننند و آمار خودکشی در بین زندانیان در چندماه اخیر بیشتر شده است . اینجانب حمزه درویش از تمامی نهادها و سازمانهای حقوق بشر درخواست میکنم که رسیدگی به وضعیت کنونی زندان گوهردشت و وضعیت زندانیان این زندان را که اکثر زندانیانش جوانان زیر ۳۰ سال هستند در الویت کار خود قرار دهند. حمزه درویش زندان گوهردشت کرج فروردین
1397

ایران #تهران #قیام_دیماه#اعتصاب #تظاهرات_سراسری #قیام سراسری  #اتحاد #آزادی#ما براندازیم

مطالب مارا درتو ئیتر بنام @ bahareazady ودر وبلاک انجمن نجات ایران دنبال کنید

ایران - زندانیان :اعتصاب غذای 8نفر از بازداشت شدگان دراویش گنابادی:




اعتصاب غذای  8نفر از بازداشت شدگان دراویش گنابادی:


اعتصاب غذا: 8نفر از بازداشت شدگان دراویش گنابادی اعلام کردند که در اعتراض به شکنجه و دیگر رفتار‌های بیرحمانه و غیرانسانی در بازداشتگاه آگاهی شاپور در تهران دست به اعتصاب غذا زده ‌اند. یکی از بازداشت ‎شدگان به نام عباس دهقان تهدید شده که اگر اعتراف نکند به همسرش در برابر او تجاوز خواهد شد. عباس دهقان تحت شکنجه قرار دارد تا اعتراف کند که در درگیریهای 30بهمن یک بسیجی را عامدانه با ماشین زیر گرفته است. آنها که از 1اسفند در بازداشت به سر میبرند نیاز به مراقبتهای پزشکی به خاطر جراحات هنگام بازداشت دارند. اسامی نفراتی که اعتصاب غذا کرده اند عبارتند از: جواد خمیس آبادی، کیانوش عباسزاده، احمد موسوی، نورعلی موسوی، مهدی اسکندری، امیر لباف، میر صادق و عباس دهقان.


ایران #تهران #قیام_دیماه#اعتصاب #تظاهرات_سراسری #قیام سراسری  #اتحاد #آزادی#ما براندازیم

مطالب مارا درتو ئیتر بنام @ bahareazady ودر وبلاک انجمن نجات ایران دنبال کنید

نامه مریم اکبری منفرد هوادار مجاهدین خلق ایران وخواهر 4 مجاهد شهید قتل عام 67 از بند زنان در زندان اوین





نامه مریم اکبری منفرد  هوادار مجاهدین خلق ایران وخواهر 4 مجاهد  شهید قتل عام 67 از بند زنان  در زندان اوین


نامه مریم اکبری منفرد: مریم اکبری منفرد در واکنش به اظهار نظر قاضی صلواتی درخصوص لیست عفوشدگان نامه این نوشته است. در قسمتی از نامه آمده است: آن کس که در مقام بخشیدن و عفو دادن است من و هموطنانم هستیم. متن کامل نامه به این قرار است:
 
جامعه ایران در حال و هوای انقلاب بود و طلیعه اولین نوروز پس از انقلاب پدیدار می شد و خلافت اسلامی در تلاش بود که ماهیت استبدادی خود را زیر پرده دموکراسی پنهان کند( رفراندوم برای جمهوری اسلامی) و ارزشهای ضد تاریخی و ضد انسانی خود از زیر این پرده غوطه ورسازد. پس از آن بود که روزهای سیاه یکی پس از دیگری ظاهر شد.در تاریخ زندگی ملتها حوادثی وجود دارد که تاثیر و ماهیت آنها گاه تا نسلها بعد امتداد می یابد. وقایع دهه شصت، جنگ هشت ساله ایران و عراق، سربازهای یک بار مصرف، دانش آموزان یکبار مصرف میدانهای مین، اعدام رشیدترین فرزندان ایران نخستین ارمغان جمهوری اسلامی برای مردم ایران بود. در کنارجانها و سالهایی که از بین می رفت، زیر ساختهای جامعه هم در سراشیب انهدام سریع قرار گرفته بود، فاجعه ای که دهه ها پس از پایان جنگ هنوز هم عوارض ناشی از آن قابل لمس است.دیوار اختناق و سرکوب هر روز بیش از پیش نمایان می گردید و ماهیت توتالیتر جمهوری اسلامی که همواره سعی می کرد تمامی هستی جامعه را به تملک خودش در بیاورد آشکارتر میگشت.در آن محیط تاریک که کمترین روزنه ای از آزادی و عدالت دیده نمی شد نسلی پیشتاز،نسلی که به تملک در آوردنی نبود ماهیت ضد انسانی و قرون وسطایی این حاکمیت را برملا ساخت. سلام بر شهیدان راه آزادی، شهیدان دهه ی شصت، شهیدان قتل عام ۶۷ که بذرهای اعتراض و مقاومت را در جامعه ایران فشاندند و چنان رستاخیز عظیمی برپا کردند که دنیا در مقابل عظمت آن سر فرود می آورد.کشتار جمعی ۶۷ و پنهان کردن مزارها، مخفی کردن اسامی شهیدان. از سال ۵۹ زندانها و اتاقهای بازجویی با منطق انکار وجود قربانی تداوم و دوام یافته و در بیرون از زندانها نیز مقلدان رژیم این منطق را پرورش دادند تا جایی که وزیر امور خارجه دولت اعتدالی محمدجوادظریف وجود زندانی سیاسی و عقیدتی را در ایران انکار می‏‎کند، اما جنبش دادخواهی آن را به چالش کشید.کشتار جمعی۶۷ بنیانی شد برای برقراری یک نظام اعدام و چرخه ی بی وقفه ی اعدام و اجرای آن تا به امروز؛ جمهوری اسلامی جز قتل و غارت و خون ریزی هیچ چیز برای ایران و ایرانی به ارمغان نیاورد؛ به یغما بردن ثروت ها و منابع کشور، بانک های ورشکسته، صندوق های بازنشستگی ورشکسته، سفره های خالی مردم، اقتصاد فلج شده کشور، انشقاق و شکاف موجود میان عوامل ساختار حاکمکه با گسست قراردادها و مناسبات تضادها عمیق تر می گردد.در بحبوحه ی این همه افلاس و بدبختی که آغاز پایان خود را احساس کرده اند می خواهند با دریچه ی عفو سرپوش بگذارند به این همه سال ظلم و با فریب عفو پاک کنند آنچه را بر ملت ایران روا داشته اند.آنچه در این مکتوب خلاصه مطرح کردم در جواب ابوالقاسم صلواتی بود که در آخرین مراجعه همسرم به ایشان گفته بود:”پیگیری می کند ببیند نام اش در لیست عفو است یا نه پر غرور و شعله ور با دلی سرشار از نشاط بعد از ۹سال زندانی که تک تک لحظه هایش را به آغوش می کشم نه تنها دادخواه خون خواهر و برادرانم می باشم، نه تنها دادخواه تمام زندگی ام که از من به یغما بردید می‎باشم، بلکه دادخواه ۹ سال زندگی کودکانم که از آنها دریغ داشتید و لحظه های کودکانه شان را به یغما بردید نیز هستم و خواهم بود. پس آن کس که در مقام بخشیدن و عفو دادن است من و هم وطنان همیشه در زنجیر هستیم.با تمامی عشق و ایمانم، گرمترین درودهای خود را به شهدای راه آزادی ، شهدای قیام دی ماه آن گواهان صدق و فدا و پایداری تقدیم می‎کنم. مریم اکبری منفرد  اوین بهار 1397


ایران #تهران #قیام_دیماه#اعتصاب #تظاهرات_سراسری #قیام سراسری  #اتحاد #آزادی#ما براندازیم

مطالب مارا درتو ئیتر بنام @ bahareazady ودر وبلاک انجمن نجات ایران دنبال کنید