۱۳۹۴ آذر ۱۰, سه‌شنبه

آفتابکاران،1،دسامبر،2015 : متن نامه محمدعلی طاهری خطاب به احمد شهید پیرامون بازجویی های سپاه

محمد علی طاهری بنیان گزار طب مکمل ایرانی – عرفانی فرا درمانی و سایمنتولوژی و زندانی عقیدتی که در اردیبهشت ۱۳۹۰، برای سومین بار توسط اطلاعات سپاه پاسداران دستگیر شد و از آن زمان در زندان به سر می‌برد نامه ای خطاب به احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر ارسال نموده است. وی که در مدت محکومیت خود ماه های بسیاری را در سلول های انفرادی زندان اوین گذرانده این نامه را در دو قسمت تنظیم نموده بخش نخست آن مربوط به شرح شکنجه‌های ست که بر شخص وی وارده شده است و بخش دوم آن اطلاعات وی برحسب مشاهدات شخصی از شکنجه‌های وارد شده در زندان اوین بر سایر زندانیان سیاسی – عقیدتی در بند ویژه ( دو – الف ) سپاه پاسداران بوده است.
بخش نخست :
ریاست محترم/ گزارشگر محترم حقوق بشر
جناب آقای احمد شهید، احتراما اینجانب محمد علی طاهری، فرزند محمد متولد ۱۳۳۵ بنیان گذارعرفان حلقه ( کیهانی )، فرا درمانی و سایمنتولوژی که از طرف سازمان اطلاعات سپاه، سال ۸۹ به اتهام اقدام علیه امنیت کشور دستگیر شده و پس از ۶۷ روز حبس در سلول انفرادی در اوین، بند ۲ الف ( بازداشتگاه اختصاصی سازمان اطلاعات سپاه )، مجددا اوایل سال ۹۰ با پاپوش‌های امنیتی و اتهامات ساختگی ارتداد، محاربه با خدا و رسول خدا، توهین به مقدسات، مفسد فی الارض و سب النبی دستگیر و به سلول انفرادی همان بند منتقل شده و در خلال بازپرسی و بازجویی، تخلفات و جرایم زیر از سوی بازپرس شعبه پنجم دادسرای اوین ( آقای اسدی ) و ۶ نفر از بازجوها اعمال گردید که برخی از موارد آن جهت هرگونه بررسی و اقدام تقدیم می‌گردد ( و آماده دادن شهادت حضوری هستم.)

* گزارش برخی از تخلفات و جرائم ارتکابی در مورد سایر افراد هم سلولی ( بعد از سلول انفرادی و در اتاق‌های ۲ نفره )

۱ - استفاده از خانه‌ها و مکان‌های شخصی جهت بازجویی که شواهد موجود نشان می‌دهد که در هر منطقه ای از این مکان‌ها وجود داشته و بازجوها برخی از متهمین را در این مکان‌های غیر رسمی مورد بازجویی قرار می‌دهند.

۲ - ضرب و شتم افراد ( چند مورد گزارش شده )، فحاشی، هتک حرمت ( هم در بازداشتگاه و هم در خانه‌های شخصی گزارش شده )
۳ - گرفتن اعترافات زوری، دیکته شده و خلاف واقع، تهیه مصاحبه‌های فرمایشی و… ( هم در بازداشتگاه و هم در خانه‌های شخصی )
۴ - دریافت دست خط و امضای اجباری، مبنی بر نداشتن وثیقه در پایان هر دوره بازداشت موقت در مورد بعضی از متهمین.
۵ - تهدید متهم به صدمه رسانیدن، جلب و … اعضای خانواده
۶ - گروگان گیری خویشاوندان درجه یک افراد، برای معرفی خود، خصوصا در مورد متهمین خارج از کشور ( دو مورد گزارش شده )
۷ - استفاده از اتهامات بدون دلیل و مدرک به منظور باز گذاشتن پرونده‌های مفتوح برای افراد
۸ - اعمال فشار برای گرفتن شهادت کذب علیه دیگران ( خصوصا شخصیت‌های ویژه )
۹ - وارد کردن اتهام ( به طور عمده کذب ) ارتباط نامشروع برای کلیه متهمین ( مگر بعضی از متهمین سالخورده .)
۱۰ - تلاش برای برهم زدن کانون خانوادگی متهمین، از طریق دادن اطلاعات نادرست در مورد روابط خصوصی متهمین به خانواده به منظور منزوی کردن متهمین و عدم پیگیری و دفاع خانواده‌های زندانیان از وضعیت محبوسین.
۱۱ - آزادی عمل در بازداشت موقت افراد در بازداشتگاه ۲- الف به هر مدت دل خواه توسط بازجوها.
۱۲ - دستگیری افراد بدون در دست داشتن مدارک جرم لازم و کافی و مدرک سازی و جستجوی مدارک بر طبق سناریوهای از پیش تعیین شده پس از دستگیری متهمین از طرق مختلف.
۱۳ - عدم اجازه ملاقات و تماس با وکیل در کلیه مدت بازپرسی و بازجویی و تهیه دفاعیه و حضور وکیل در پرونده فقط به عنوان تشریفات

۱۴ - عدم استقلال قضات و بازپرس‌ها در تعیین تکلیف وضعیت متهمین و اعمال نظر بازجوها در کلیه موارد دادرسی.
۱۵ - عدم انتقال و گزارش شکایات متهمین در خصوص بازپرسی، بازجویی، دادگاه و … به مراجع ذی صلاح قانونی
۱۶ - ترور شخصیت و بدنام کردن افراد و حاکم بودن اصل مجرم بودن متهمین، مگر خلاف آن صادر شود.
رونوشت:
ریاست قوه قضائیه – دفتر حقوق بشر قوه قضائیه – بیت رهبری- حفاظت قوه قضائیه – مراجع محترم تقلید – ریاست جمهوری – ریاست مجلس – آقای علی مطهری نماینده مجلس – حقوق بشر اتحادیه اروپا
بخش دوم نامه
ریاست محترم / گزارشگر محترم حقوق بشر جناب آقای احمد شهید، احتراما اینجانب محمد علی طاهری فرزند محمد متولد ۱۳۳۵ بنیانگذارعرفان حلقه ( کیهانی )، فرادرمانی و سایمنتولوژی که از طرف سازمان اطلاعات سپاه، سال ۸۹ به اتهام اقدام علیه امنیت کشور دستگیر شده و پس از ۶۷ روز حبس در سلول انفرادی در اوین، بند ۲ الف ( بازداشتگاه اختصاصی سازمان اطلاعات سپاه )، مجددا اوایل سال ۹۰ با پاپوش‌های امنیتی و اتهامات ساختگی ارتداد، محاربه با خدا و رسول خدا، توهین به مقدسات، مفسد فی الارض و سب النبی دستگیر و به سلول انفرادی همان بند منتقل شده و در خلال بازپرسی و بازجویی، تخلفات و جرایم زیر از سوی بازپرس شعبه پنجم دادسرای اوین ( آقای اسدی ) و ۶ نفر از بازجوها اعمال گردید که برخی از موارد آن جهت هرگونه بررسی و اقدام تقدیم می‌گردد ( و آماده دادن شهادت حضوری هستم .)
۱ - اعمال فشار و شکنجه روانی توسط بازپرس و بازجوها از طریق ارائه مدارک جعلی مبنی بر صدور حکم اعدام اینجانب از سوی ۱۵ تن از مراجع تقلید؛ با این ادعا که کتاب‌ها، مقالات، مجلات و CD های کلاسهایم را جهت بررسی، مطالعه و اظهارنظر و صدور حکم، برای مراجع ارسال نموده و آن‌ها نیز پس از بررسی‌های لازم، همگی آن‌ها فتوا به ارتداد و … داده و همگی برایم حکم اعدام صادر کرده‌اند که بدون نیاز به هیچ گونه تشریفات قانونی، باید فورا اجرا شود. بنابراین، هر روز می‌گفتند که برای اعدام آماده باشم و حتی یکی از آن‌ها می‌گفت که بر فرض محال اگر از اینجا هم رها شوم، به خانه نرسیده ترور می‌شوم، زیرا مسلمانان زیادی هستند که به محض صدور حکم از سوی مراجع تقلید، آماده اجرای آن هستند. سرانجام پس از ۹ ماه از بازداشت دوم و به دنبال ۲ بار اعتصاب غذا، به منظور رسیدگی فوری به اتهامات وارده در دادگاه و مشخص شدن علت صدور چنین احکامی از سوی مراجع تقلید، به دادگاه غیرعلنی اعزام و در آنجا از طریق وکیلم متوجه شدم که احکام اعدام ارائه شده جعلی بوده و فقط بازپرس با طرح شش فرض نامربوط از مراجع تقلید استفتاء نموده و آن‌ها نیز براساس آن فرضیات فتوی داده‌اند که هیچ کدام از آن فرضیات نیز در مورد من صادق نبوده است و اصولا هیچ حکم اعدام لازم الاجرایی صادر نشده و آن‌ها قصد داشته‌اند تا با صحنه سازی‌ها و ارائه مدارک جعلی اعدام و اعمال فشار و شکنجه روانی، مرا وادار به قبول اتهامات فوق به خصوص ارتداد نموده و می‌گفتند که در صورت قبول و اعتراف به این اتهامات می‌توانم توبه نموده و در آن صورت مورد بخشش قرار گرفته و آزاد می‌شوم
۲ - ارائه پیشنهاد مبنی بر قبول و اعتراف به ارتباط با آمریکا به منظور رهایی از اعدام؛ که اگر این پیشنهاد را بپذیرم، آن‌ها حکم اعدام را لغو و به جای آن ۸ سال حبس را به عنوان جزای ارتباط با امریکا را جایگزین کنند تا با این ترفند و مرتبط نمودنم با آمریکا، بتوانند عرفان حلقه ( کیهانی ) را خدشه دار و ساخته دست آمریکا جلوه بدهند.
۳ - تهدید مبنی بر صدمه رسانیدن به همسرم و در نتیجه بی سرپرست شدن فرزندانم؛ بدنبال نتیجه نگرفتن بازجوها و بازپرس از گرفتن اعتراف مرتد بودن و…( بند۱ ) و پیشنهاد ( بند ۲ )، یکی از بازجوها مرا تهدید نمود که در صورت عدم همکاری ( ارایه اعترافات دیکته شده کذب )، افرادی را دارند که به همسرم صدمه وارد نمایند و… که در نتیجه بر اثر فشار روانی وارده ناشی از این تهدید و صدور حکم ( جعلی ) اعدام از یک طرف و عدم تمایل به ارائه اعترافات کذب دیکته شده از طرف دیگر، باعث شد برای در امان ماندن خانواده‌ام و عدم اعتراف دروغین، چهار بار اقدام به خودکشی نمایم که با مرگ من، این ترفند شیطانی خنثی شود.
۴ - سوء استفاده ابزاری از موقعیت و جایگاه مراجع محترم تقلید در جهت اعمال فشار و شکنجه روانی و پیاده کردن نقشه‌های امنیتی
۵ - اعمال فشار روانی از یک طرف و دادن وعده‌های دروغین آزادی به شرط انجام مصاحبه‌های فرمایشی دیکته شده از طرف دیگر پس از چند ماه حبس در سلول انفرادی و ۴ بار خودکشی،۲ بار اعتصاب غذا و هم چنین نگرانی شدید برای سلامتی خانواده ( و بدنبال عدم موفقیت بازپرس و بازجوها در پیاده کردن سناریوی ساختگی خود ) با پیشنهاد بازپرس مبنی بر آزادی به شرط انجام مصاحبه فرمایشی از یک طرف و فشار بازجوها از طرف دیگر مواجه شدم که برای خاتمه دادن به این ماجرا، پیشنهاد بازپرس را پذیرفتم، از این رو برای تهیه این مصاحبه، مطالبی را که بازپرس بر روی کاغذ می‌نوشت و مقابلم می‌گرفت می‌خواندم و دو نفر از بازجوها نیز فیلمبرداری می‌کردند، برای مثال گفتم می‌پذیرم فعالیتم غیرقانونی بوده و…. فقط علیرغم فشار مجدد آن‌ها مبنی بر قبول اتهامات ارتداد و… قبول نکرده و اعتراف ننمودم. اما پس از تهیه این مصاحبه نه تنها به وعده خود عمل نکردند، بلکه بعدا فهمیدم که با پخش آن از طریق رسانه‌های مختلف ( از جمله اخبار۲۰:۳۰، شبکه ۲ ) و معرفی من به عنوان شیاد و کلاهبردار، در صدد جلب شاکی خصوصی بوده‌اند و هم چنین این فیلم را به عنوان اقرار و اعتراف علیه خود، ضمیمه پرونده نموده و در کیفرخواست نیز به آن استناد نمودند.
۶ - خالی گذاشتن جای برخی از سوالات در برگه‌های بازجویی توسط بازپرس؛ به این نحو که سوال را در برگه کاغذ باطله ای جداگانه نوشته و در برگه بازجویی جای سوال را خالی گذاشته و از من می‌خواستند جواب سوال را بنویسم و می‌گفتند سوال را بعدا بالای جوابم می‌نویسند
۷ - خلع دفاع کردن به طرق مختلف، از جمله: (a)جلوگیری از ملاقات و یا تماس تلفنی با وکیل به طوری که در رابطه با دفاعیه خود علیرغم داشتن دو وکیل، هرگز نتوانستم آن‌ها را ملاقات کنم. (b) تهدید وکیل. (c) عدم اجازه نوشتن دفاعیه در زندان؛ در این خصوص از قاضی اجازه خواستم و ایشان نیز از یکی از بازجوها کسب اجازه کردند و بازجوی فوق نیز اجازه تهیه دفاعیه در سلول را به من ندادند. (d) عدم دسترسی به قلم و کاغذ. (e) عدم اجازه پاسخ گویی به کتاب‌های فرمایشی منتشر شده علیه اینجانب که به دادگاه به عنوان سند ارائه شدند. (f) عدم ارائه کتاب‌ها، مقالات و CD های سخنرانی‌های بنده به دادگاه جهت مبهم ماندن پاسخ به اتهامات وارده.
۸ - تهیه و ارائه کتاب‌های فرمایشی متقلبانه علیه اینجانب ( ظاهرا در نقد کتاب‌ها و مقالاتم ) به منظور ارائه به مراجع تقلید برای گرفتن حکم ارتداد و … و ارائه به دادگاه به عنوان مدارک مستند، بدون دادن امکان دفاع و پاسخ گویی.
۹ - تلاش برای ایجاد اختلاف خانوادگی و نفاق و ایجاد شبهاتی برای همسرم در جهت برهم زدن کانون خانواده با استفاده از ترفندهای کثیف از جمله؛ فشار به بنده که بپذیرم همسر دوم دارم و صحنه سازی و… و این که در بازرسی از منزل از همسرم سوال کرده‌اند که همسر اول بنده است یا همسر دوم و … البته این روش‌ها را به منظور ایجاد اختلاف و قطع رابطه زندانی با خانواده را در مورد همه زندانی‌ها اجرا می‌کنند

۱۰ - تهیه و ارائه استعلام‌های فرمایشی کذب توسط حراست نهادها، ارگانها، سازمان‌ها، وزارتخانه‌ها و … به دادگاه
۱۱ - تبلیغات کذب و وارد کردن تهمت‌های ناروا از طریق رسانه‌های مختلف.
۱۲ - اعمال فشار روانی همراه با ایجاد رعب و وحشت برای گرفتن متون اعترافات دیکته شده از افراد دستگیر شده مرتبط با اینجانب، که شخصا شاهد بوده‌ام که ضمن کوبیدن لگد محکم به صندلی و کنار ران پای بنده و متهمین و تهدید به کتک زدن و اهانت و فحاشی، فریاد می‌زنند که ” تا چیزهایی را که می‌گوییم، ننویسید، از زندان بیرون نخواهید رفت” و هم چنین دادن شهادت کذب علیه بنده و یا شکایت کردن از من برای بدست آوردن آزادی خود و
۱۳ - تجسس و تفتیش عقاید در بازجویی، بازپرسی و دادگاه و اعمال ممنوعیت مطالعه قران و سایر کتب دینی در زندان
۱۴ - دادن رسید کلی و نا مشخص و مبهم برای توقیف اسناد و مدارک شخصی و … مانند "چند کیسه مدارک"
۱۵ - اعمال فشار برای گرفتن اعتراف به داشتن روابط نامشروع ( که در مورد همه متهمین بدون استثناء اعمال می‌شود.)
۱۶ - وارد آوردن فشار به همسرم در جهت تهیه مصاحبه فرمایشی.
۱۷ - آتش زدن کتب، مجلات، مقالات و نوشته‌های اینجانب توسط بازجوها بدون ارائه هیچ گونه حکمی از طرف دادگاه.
۱۸ - توقیف و غصب کلکسیون انگشتر، اسناد و مدارک، آلبوم های عکس و برخی لوازم شخصی بدون ارائه حکم از طرف دادگاه
۱۹ - تحقیر، اهانت، فحاشی و هتک حرمت و تهدید به کتک زدن.
۲۰ - جلوگیری از ملاقات با خانواده تا یک سال پس از بازداشت موقت.
۲۱ - تراشیدن پاپوش امنیتی تحت عناوین اتهامی ارتداد، توهین به مقدسات، محارب با خدا و رسول خدا، مفسد فی الارض و سب النبی به عنوان بهانه ای قانونی برای دستگیری و حبس افراد آزاد اندیش و با نفوذ و خوشنام در بین مردم که بنده نیز با پاپوش و اتهام واهی توهین به مقدسات در دادگاه سفارشی، فرمایشی، تشریفاتی و نمایشی غیرعلنی به پنج سال حبس محکوم کرده‌اند که این مدت را هم در بند ویژه امنیتی ۲- الف باید سپری کنم و نه در یک زندان عادی. همچنین با فرقه خواندن و اتهام مجعول ” فعالیت هرمی!” موسسه فرهنگی – هنری عرفان حلقه ( کیهانی ) اینجانب به عنوان پاپوش‌های امنیتی دیگری، اقدام به سرکوب جمعیت مسالمت جوی هوادار اندیشه عرفان حلقه (کیهانی) نموده و تا کنون تعداد زیادی از این افراد را دستگیر و تحت فشارهای گوناگون قرار داده‌اند
۲۲ - وارد کردن اتهامات بدون دلیل و مدرک، به منظور مفتوح بودن دائمی پرونده افراد که هر موقع بخواهند آن‌ها را مجددا دستگیر نمایند و در مورد بنده نیز اتهامات عضو سازمان چریک‌های فدایی، مفسد فی الارض و …. کماکان مفتوح گذاشته شده است. دلیل دیگر این ترفند جلوگیری از شکایت افراد از جرائم و تخلفات غیرقانونی دادرسی و ممانعت از افشای ظلم و ستم و بی عدالتی می‌باشد تا اگر کسی بخواهد در این مورد اعتراضی کند، بلافاصله یکی از این اتهامات مفتوح را به جریان انداخته و او را دستگیر و حبس نمایند.
۲۳ - تلاش برای درست کردن شاکی خصوصی سفارشی و هدایت شده به منظور منحرف نمودن افکار عمومی.
۲۴ - تهدید مبنی بر قرار دادن فیلم خصوصی افراد مجموعه ( که توسط بازجوها مخفیانه گرفته شده ) مرتبط با اینجانب بر روی اینترنت در صورت عدم همکاری که احتمالا وجود چنین فیلم‌هایی نیز بلوف بوده زیرا فیلمی به من نشان ندادند.
۲۵ - سو استفاده از آلبوم عکس‌های خانوادگی از طریق قرار دادن عکس‌های بی حجاب همسر و دخترم ( در محیط خانوادگی ) بر روی اینترنت و همچنین بریده چند ثانیه ای از فیلم‌های موسسه فرهنگی اینجانب ( که مچ دست خانمی را که تعادل نداشته در کلاس درس و در حضور حداقل ۴۰۰ نفر برای چند ثانیه گرفته‌ام ) را بر روی اینترنت قرار داده و دادگاه نیز ۷۴ ضربه شلاق به عنوان ارتباط نامشروع از طریق لمس نامحرم تعیین حد نموده است.
۲۶ - جمع آوری، توقیف و اختفای کلیه اسناد و مدارک مربوط به سوابق کاری، تحصیلی، نظام وظیفه، موسسه فرهنگی هنری و … اینجانب و عدم ارائه آنها به دادگاه جهت غیرقانونی خواندن فعالیت موسسه، نقص مدرک تحصیلی و… و عدم دسترسی به این اسناد و مدارک برای اثبات خلاف اتهامات در دادگاه
۲۷ - نگهداری در شرایط بازداشتگاه ویژه امنیتی ( ۲-الف ) و ممانعت از اعزام به زندان عمومی.
۲۸ - اعمال تحریم امنیتی به منظور جلوگیری از ارائه هر گونه دفاعیه در کلیه رسانه‌ها.

۲۹ - جلوگیری از طرح شکایت نسبت به تخلفات و جرایم ارتکابی بازپرس و بازجوها و… در دادگاه‌های ذیربط علیرغم بارها اعتصاب غذا.
۳۰ - جرم تلقی کردن اعتصاب غذا و قطع تلفن و ملاقات با خانواده و تهدید به جریان انداختن پرونده‌های ایذائی مفتوح ( بند ۲۲ ) و انتقال به سلول انفرادی ( از ۲ نفره ) در مواقع اعتصاب غذا ( جمعا در مدت حبس، بیش از ۷ بار اقدام به اعتصاب غذا نمودم .)
۳۱) عدم توجه قاضی به طرح شکایات در مورد جرائم و تخلفات بازپرسی و بازجوئی در آغاز جلسه دادگاه بدوی.
۳۲ - سرقت دفتر موسسه فرهنگی اینجانب در حالی که توسط بازجوها پلمپ بوده است.
۳۳ - اظهارنظر بازپرس و بازجو مبنی بر اینکه قاضی طبق نظر آن‌ها رای و حکم خواهد داد و دادگاه تجدیدنظر هم رای دادگاه بدوی را تایید می‌کند.
امضا: محمدعلی طاهری

رونوشت:

ریاست قوه قضائیه – دفتر حقوق بشر قوه قضائیه – بیت رهبری- حفاظت قوه قضائیه – مراجع محترم تقلید – ریاست جمهوری – ریاست مجلس – آقای علی مطهری نماینده مجلس – حقوق بشر اتحادیه اروپا
نام محمد علی طاهری به گزارش خبرگزاری فعالان حقوق بشر ایران ( رهانا ) به عنوان یکی از ۱۳ نخبه‌ای که حقوقشان در ایران نقض شده‌ است روی میز شورای حقوق بشر سازمان ملل قرار گرفته‌است.

همچنین دانشگاه طب سنتی ارمنستان در اردیبهشت سال ۱۳۹۰، به محمدعلی طاهری دکترای افتخاری اعطا کرد این دانشگاه دارای رتبه علمی سوم در میان دانشگاه‌های طب سنتی جهان است

همبستگی ملی،1،دسامبر،2015اعلام پایان اعتصاب غذای زندانیان سیاسی (ابوالقاسم فولادوند و شاهین ذوقی تبار و سعید شیرزاد)

سه زندانی سیاسی در زندان گوهردشت که در حمایت و همبستگی با بازداشت شدگان مقابل اوین و دنا دست به اعتصاب غذا زده بودند پس از آزادی عده ای از این بازداشتی ها اعتصاب خود را شکستند.
این سه زندانی سیاسی بیانیه ای را صادر نمودند:
با توجه به آزادی خانواده های زندانیان سیاسی و عقیدتی از جمله بانو سیمین عیوض زاده (مادر زندانی سیاسی )و آقای هاشم زینالی (پدر سیاسی مفقود الاثر سعید زینالی پس از 15 سال) که در پی اعتصاب غذای تنی چند از مادران زندانیان سیاسی دربند رخ داد و بنا به درخواست بانو سیمین عیوض زاده) و شکست اعتصاب غذای دیگر زندانیان سیاسی ما نیز ضمن تبریک این پیروزی به این بانوی گرامی و مادر رنج دیده که به جرم فریادخواهی فرزند در بندش زندانی شده ما نیز اعتصاب غذای خود دا که در حمایت از این عزیزان صورت گرفته بود به پایان می رسانیم .
زندانیان سیاسی زندان گوهردشت
ابوالقاسم فولادوند و شاهین ذوقی تبار و سعید شیرزاد
۱۰ آذر ۹۴
-----------

بیتشر بخوانید:‌

ایران - زندان گوهردشت - زندانیان سیاسی دست به اعتصاب ملاقات زدند
تاریخ ایجاد در 06 آذر 1394
جمعی از زندانیان سیاسی زندان گوهردشت در اعتراض به اقدامات سرکوبگرانه جدید هنگام ملاقات با خانواده‌ها دست به اعتصاب ملاقات زدند. دژخیمان زندان با ایجاد سه ایستگاه بازرسی بدنی قبل از ملاقات برای زندانیان ملاقات با خانواده را تبدیل به شکنجه مضاعف کرده‌اند. این اقدامات به دستور و زیر نظر دژخیم مردانی رئیس زندان گوهردشت انجام می‌گیرد.
زندانیان سیاسی زندان گوهردشت در واکنش به این اقدامات سرکوبگرانه دو هفته است از حضور در سالن ملاقات خودداری کرده‌اند.
اسامی این زندانیان عبارتند از: سعید ماسوری، ابوالقاسم فولادوند، علی سلان پور، رضا اکبری منفرد، شاهین ذوقی تبار، صالح کهندل، لطیف حسنی، امیر قاضیانی و سعید شیرزاد.

هشت زنداني ديگر از اوين به گوهردشت تبعيد شدند
ايران: همزمان با اعدام غلامرضا خسروي هشت زنداني ديگر از اوين به گوهردشت تبعيد شدند
مجاهد خلق غلامرضا خسروي چهار روز قبل از اعدام، از اوين به گوهردشت منتقل شد
به دنبال اعدام جنايتكارانه مجاهد خلق غلامرضا خسروي، رژيم ضد بشري آخوندي صبح روز يكشنبه ۱۱خرداد ۹۳، هفت زندانی سياسي به نامهاي اسدالله هادي، رضا اکبري منفرد، ابوالقاسم فولادوند، اصغر قطان، علي سلان پور، غلامحسين اسدي و رضا شهابي را از بند ۳۵۰ اوين به زندان گوهردشت تبعيد كرد.
روز پيش از آن نيز بهزاد عرب گل يكي ديگر از زندانيان بند 350 به دستور سردژخيم خدابخشي، معاون دادستاني، به دفتر زندان فراخوانده شد و پس از آن كه توسط عوامل نيروهاي سركوبگر به شدت مورد ضرب و جرح قرار گرفت، به زندان گوهردشت فرستاده شد. شماري از زندانيان با شنيدن صداي درگيري با شعار دادن دست به اعتراض زدند.
رضا شهابي عضو هيأت مديره سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوسراني تهران و حومه در اعتراض به اين تبعيد كه به منظور تشديد فشار بر زندانيان صورت گرفته است، اعلام اعتصاب غذا نمود.
جلادان اوين در هراس از همبستگي و مقاومت زندانيان  بند 350 اوين از مدتها پيش به دنبال انحلال اين بند بودند. يورش وحشيانه گارد زندان در روز 28فروردين و سركوب خونين زندانيان سياسي در اين بند گامي در اين راستا بود.
دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران

12 خرداد 1393 ( 2 ژوئن2014)

همبستگی ملی،1،دسامبر،2015 : علی مقدم: در قاب دل . . .

مدتی پیش برای فیلم برداری از مراسم آخرین وداع با فیلسوف بزرگ فرانسوی آندره گلوکسمن حامی اشرفیان و کسی که هرجا ظلم و ستمی میدید به حمایت ازستمدیدگان آن میشتافت به گورستان پرلاشز رفته بودم. تیپ های مختلفی از مردم فرانسه و دیگر ملیت ها در این مراسم شرکت کرده بودند. چهره هایی با رنگ های مختلف سفید و سیاه و زرد و قهوه ای که با چشمان اشکبار خود به آرامی در کادر دوربین من قرار می گرفتند همگی حاکی از حمایت های این فیلسوف بزرگ انسان دوست از ملیت های تحت ستم در مناطق مختلف دنیا بود.
پس از ساعاتی آندره گلوکسمن با نثار شاخه های گل و بدرقه دوستانش به دیگر چهره های سرشناس هنرمند، متفکر، روشنفکر و مبارز راه آزادی که در گوشه و کنار این گورستان آرمیده بودند پیوست. اما پرلاشز علاوه بر این شخصیت های مشهور دو قهرمان مجاهد خلق ابراهیم ذاکری و زهرا رجبی را نیز در خاک خود جای داده است. ابراهیم ذاکری سردارارتش آزادیبخش که مادرش سکینه بدست دژخیمان خمینی پس از۱۳۶۰ در زندان به جوخه های تیرباران سپرده شد و فرزندش زهیر در حمله مزدوران رژیم خامنه ای به اشرف در ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ به شهادت رسید وتابلوی زیبایی از مقاومت سه نسل از یک خانواده را درمبارزه با دو دیکتاتوری شاه وخمیی ترسیم نمود. ابراهیم ذاکری مجاهدی که وجودش ازیک طرف با عشق و محبت سرشاربود و ازطرف دیگر با جنگاوری وصلابت. تصاویر به یاد ماندنی او از ده ۶۰ به بعد طی این سالهای طولانی پس از عبور ازدریچه دوربین فیلم برداری طوری در درون قلب وذهن و ضمیرمن جای گرفته است که همواره برایم خاطره انگیر و شاخص ارزش های والای یک مجاهد پاک و وارسته است . تصاویری از برخوردهای آموزنده وی با دیگر رزمندگان مجاهد خلق در کوههای منطقه آزاد شده کردستان درسالهای پس از۱۳۶۰که درآنجا اورا کاک صالح می نامیدند. متانت، تواضع، فروتنی و شتابی که او همواره برای انجام کارهاومسئولیت هایش داشت طوری بود که هیچوقت درکادر های دوربین من نمی گنجید. تصویر حرکت وی با مجاهد شهید فرمانده مسعول عدل در میان درختان درحال طراحی عملیات. تصویر صحبت های وی پس ازحمل فرستنده رادیو مجاهد برای مردم محروم کردستان تا تصویر وی در نشست توجیهی رزمندگان برای حمله به پایگاه ها ی رژیم درعملیات فروغ دراشرف. و تصویر پرصلابت وی بهنگام فرماندهی در دشت ها و کوههای حسن آباد در نزدیکی کرمانشاه و تصویر فریاد پرشور هیهات من الذلله وی در مقابل جمعیت حاضر در میتینگ تظاهرات ویا تصویر چهره آرام وی بهنگام انتقاد کردن ازخود در نشست عملیات جاری در مقابل رزمندگان تحت مسئولیتش و صدها و صدها تصویر دیگر از وی که هرکدام برای من و دیگر یارانش درسی بود و نشانه ای از چگونه مجاهد بودن و چگونه مجاهد زیستن و چگونه مجاهد وار جنگیدن وچگونه با آرمان مجاهد ماندن و مردن. درحال مرور خاطرات خود با کاک صالح بودم که با عبورازمیان قبور هنرمندان ومتفکران مختلف درسنگفرش خیابان های پرلاشز، به مزار قهرما ن دیگر مجاهد خلق زهرا رجبی رسیدم. خواهری که همواره لبخند برلب یارو یاور پناهندگان ایرانی بود و با سخنان انگیزاننده و نگاه صمیمی و مهربانش به این پناهندگان آواره دور از وطن، آینده ای روشن را از ایرانی آزاد به آنان نوید میداد و نور امید را در دلهایشان روشن می نمود . تصاویر این لبخندها و صحبت های وی در جلسات نیرویی کشورها در کادر دوربین من به تصاویر چهره مصمم و جدی وی در حال فرماندهی و صحبت با بی سیم در مانور ها و عملیات ارتش آزادیبخش دیزالو می گردید و نهایتا به تصویر پیکر خون آلود وی پس از ترور ناجوانمروانه اش بدست دژخیمان خمینی در ترکیه ختم می شد . تصویر نزدیک چهره آرام و ی بخوبی یک چیز را در ذهن هر بیننده ای تداعی می کرد. وفای به پیمان تا آخرین زمان. با فید شدن تصویر و صدای شعارهای لااله الا الله و مرگ بر خمینی همرزمان و دیگر ایرانیانی که برای تشیع پیکر پاک وی در زمان شهادتش به پرلاشز آمده بودند به تدریج دوباره به زمان حال رسیدم و برسر مزار. سکوت گورستان بود و تصویر سنگ قبر این خواهر قهرمان مجاهد خلق که بدست مزدوران مرتجع خمینی شکسته و بر زمین ریخته شده بود. مرتجعینی که کارشان را از زمان سرقت انقلاب و بقدرت رسیدن درسال ۵۸ با شکستن قلم ها و بریدن زبانها آغاز کردند و با شکنجه و تیرباران و قتل عام درسال ۶۷ ادامه دادند و سرانجام با شکستن سنگ قبر ها در خاوران و دیگر گورستان های مختلف ایران به پرلاشز پاریس درسال۹۴رسیدند. تصویر پرلاشز پاریس برای لحظاتی با یک فلاش بک سریع درذهنم به صحرای کربلا رفت و به تصاویر دژخیمان مرتجع عرب اسلاف خمینی وصل شد که درحا ل نابود کردن آثار جنایتشان در قتلگاه امام حسین ویارانش بودند صدای شیون و فریاد بود و شیهه اسبان با تصاویری مبهم درمیان گردوخاکی که از زمین برخاسته بود و . . . اما اگر آن مرتجعین خام خیال و کور دل عرب توانستند با به آب بستن دشت کربلا آثار جنایات خود را ازصفحه تاریخ محو کنند .فرزندان خلفشان خمینی و خامنه ای و آخوندهای دیگر نیز خواهند توانست نام مجاهدین را از تاریخ این زمانه و دوران محو و نابودکنند.
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما

مرتجعین میتوانند سنگ قبرها ی مجاهدین را بشکنند، سنگ نوشته نام ها و تاریخ به شهادت رسیدن آنان و رد جنایتشان را با بولدزر ها در خاوران له کنند و تصویر چهره معصوم زهرا رجبی را بر سر مزارش در پرلاشز پاریس خوردکنند ولی هیچگاه نخواهند توانست که یاد و خاطره او و کاک صالح و ۱۲۰ هزارشهید دیگرراه آزادی خلقمان را از قلب و ذهن و ضمیرم مردم ایران پاک کنند، چرا که تصویر آنان در قاب دل تک تک مردم تحت ستم مان در هرکجای دنیا حک شده و همواره نیز جاودان باقی خواهد ماند.

همبستگی ملی،1،دسامبر،2015 : مجتبی قطبی:‌ صدای پای فروپاشی نظام ولی فقیه

 پدیده چماقداری اگر چه در میهن ما سابقه چند صده دارد وبه دوران صفویه ریشه دارد، اما به طور ویژه پس انقلاب ضد سلطنتی از سوی رژیم ارتجاعی خمینی علیه نیروهای انقلابی به منظور ایجاد ترس و وحشت، ارعاب و ارهاب در میان مردم و علیه گروهای انقلابی و اپوزیسیون به کار برده شده است.
در این میان چماق و چماق داری به عنوان "نماد ابزار و رفتار بخشی از روحانیون شیعه برای تحمیل عقیده و اراده، کسب و حفظ قدرت سیاسی و مالی، ایجاد ترس و وحشت" نقش ویژه ای را داشته است.
در میان این دسته از چماقداران نام هادی غفاری، از روحانیون مورد حمایت خمینی، با چماق و چماقداری گره خورد، این موجود جدا از چماقداری با حضور و فعالیت اش در دادگاه های انقلاب نیز تا حد ارتکاب به قتل انجام وظیفه و تکلیف کرد.
البته آخوندهای گنده تر از هادی غفاری، یعنی صادق خلخالی هم وظایف چماقداری، و کشتارمخالفان و دگراندیشان را زیر عبای " قانونیت" و "مشروعیت"، به پیش بردمند که در نتیجه که محصولاتی همچون نسل روح الله حسینیان ها از ان به بیرون خزیدند.
در ان زمان عوامل چماقدار حکومتی به میتینگها و مراکز مجاهدین قبل از خرداد سال 60، حمله میکردند که در نتیجه دهها تن از هواداران مجاهدین به دست عوامل چماقدار حکومتی به‌شهادت رساندند و صدها نفر مصدوم و مضروب را کردند.
درهمان زمان سازمان مجاهدین خلق ایران اسناد متعددی از چماقداری عوامل و ایادی خمینی را افشا کرد، و نشان داد که چماقداران دقیقاً از آخور رژیم میخوردند و مشخصاً به حزب "حزب جمهوری اسلامی" وابسته بودند و خمینی را وادار کردند که او، البته با شیادی خاص خود، به موضع گیری در مورد این پدیده بپردازد و موضوع را به کلی تخطئه کند.
وی در صبح روز چهارم اسفندماه 1359 در سخنانی با بیاناتی از قبیل: لکن آن چماق زبان و چماق قلم بالاترین چماقهاست که فسادش صدها برابر چماقهاى دیگر است. آنهایى که مى خواهند صحبت بکنند، و خصوصاً در این چند روز زیاد هم هستند، باید توجه بکنند به اینکه قبل از اینکه مى خواهند صحبت بکنند، بنشینند و با خودشان فکر بکنند ببینند که این زبان چماق است و مى خواهد به سر یک دسته دیگر کوبیده بشود، یا اینکه این زبان زبان رحمت است و براى وحدت؟ جواز ادامه استفاده از چملاقداری را صادر کرد.
اما اکنون پس از گذشت سالها و با تشدید جنگ گرگها در رأس نظام ولایت فقیه، چماقداری مجددا، ولی این بار، به یک شیوه مقابله باندهای درونی علیه یکدیگر تبدیل شده است، و بازماندگان وی به همان شیوه علیه همدیگر میپردازند. سخنان خمینی
نگاهی گذرا به حوادث چند ماه گذشته این تصویر اکنون به خوبی روشن میکند که بازماندگان خمینی درسشان را، در این مورد به خوبی اموخته اند. اکنون با حملات به دفاتر آخوندهای همکار دیروز خویش و یا اجتماعات همان چماقداران که سالهای سال این حربه در خدمت رژیم به کار گرفته بودند، حمله میکنند به چماق و چماقداری جان تازه ای دمیده اند.
از سوی دیگر جناح مغلوب حکومتی سعی دارند با تقابل با این جناح از موجودیت خود دفاع کند. این موضوع از آنجائی که رژیم در استانه دو انتخابات «پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری» و انتخابات مجلس قرار گرفته اهمیت ویژه پیدا میکند.
حسین نقوی حسینی نماینده ورامین «روز پنج‌شنبه 28 ابان در جمع معترضان به مراسم اصلاح‌طلبان  در مراسمی که از سوی اصلاخ طلبان حکومتی حاضر میشود، و ضمن تأئید حضور خود در جمع برهم‌زنندگان سخنرانی عبدالواحد موسوی لاری، گفته‌است: «حمله به موسوی لاری کار خودشان بود» و «ما با هیچ کار مجوزداری مخالف نیستیم و هرگز نه چنین همایش‌هایی را به هم می‌زنیم، نه مخالفت می‌کنیم. اصلاً این طور نیست. اعتراض ما به حضور فتنه‌گران بود. اگر کسی برای حضور فتنه‌گران مجوز صادر کند فتنه‌گر است، حتی اگر وزیر کشور باشد.» انا نیوز
در همین رابطه سخنگوی قوه قضائیه رژیم در واکنش به حادثه قرچک توصیه میکند که سخنرانی‌هایی که ممکن است واکنش این گروه‌ها (چماقداران زیر امر خویش) را به دنبال داشته باشد و «فضا را به هم بریزند» برگزار نشوند.
در یاسوج به مراسم سخنرانی نادر منصوری، عضو حزب اتحاد ملت، حمله میشود. در این رابطه عارف یزدانی، دبیر تشکل فرهنگ و سیاست دانشگاه آزاد یاسوج، میگوید که پس از ورود خانم منصوری به سالن سخنرانی تعدادی از «اصولگرایان» به او «حمله» کرده اند... اما «خانمی با چاقو» به او حمله کرده است.
از یک سو جناح خامنه‌ای، حسن روحانی رئیس جمهوری، جواد ظریف وزیر امور خارجه و اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را مصداق خیانتکارانی می‌داند که در پی "بزک کردن چهره آمریکا" هستند. و میگوید: "عده‌ای مغرضانه و عده‌ای از روی ساده‌لوحی" به "بزک‌ کردن چهره‌ آمریکا" مشغولند و باعث می‌شوند "چهره دشمن" برای مردم ایران پنهان شود تا او "خنجر را فرو کند". یعنی همان از نوع همان تهمت هائی که رژیم دیروز علیه نیروهای انقلابی بویژه سازمان مجاهدین خلق میزدند.
در این میان سخنان اکبر هاشمی رفسنجانی، که «مصلحت نظام حاکم را تشخیص میدهد»، از همه گویا تر است. وی در دوم آذر با اشاره به لغو سخنرانی کواکبیان در اندیمشک توسط "چماقداران"، ضمن انتقاد از حمله گروه‌های «تندرو» به نشست‌های سیاسی و فرهنگی، تلویحاً هدف از این اقدامات را «محدود» و «مسدود کردن» حضور مردم در انتخابات دانست. وی همچنین وحشت خود را از انچه در انتظار رژیم است بیان میکند و اضافه میکند: «یک عده محدود افراطی با سفرهای استان به استان خویش سعی می‌کنند با به هم زدن مجالس و برنامه‌ها، تابلویی از به هم ریختگی کشور برای دشمنان ترسیم ‌کنند.
او اضافه میکند: «این تفکر کشور را به پرتگاه می‌برد، وقتی هرج و مرج بر جامعه‌ای حاکم شود، نظامی‌ها مانند مصر به خود حق می‌دهند که انقلاب یک مردم را مصادره کنند و بر سر کار بیایند»، و بدین طریق به جناح خامنه‌ای اولتیماتوم دهد. و در سخنانی دیگر نتیجه گیری میکند که: هر گونه دست‌اندازی در مسیر برگزاری انتخابات پرشور ظلم به آرمانهای امام است. باید به این نکته توجه داشته باشند که حضور پرشور مردم در انتخابات، آینده نظام را ترسیم می‌نماید و نباید با اهداف باندی و جناحی، مصالح ملی را مخدوش کرد.

اما تفاوت امروز با دیروز بسیار است. دیروز تمامیت رژیم، با همه جناحهای تشکیل دهنده و گروهای متعلق آنها، یک دشمن واحد در خارج از خود داشتند. امروز این تضاد در درون خودشان رشد یافته است و تمامی موجودیت آنها را در معرض خطر جدی، یعنی فروپاشی، قرار داده است. بویژه که بر طبق بسیاری از گزارشها علی خامنه‌ای به بیماری سرطان نیز مبتلا است و امکان اینکه او به زودی به محضر شیطان بشتابد نگرانیهائی را در درون رژیم حاکم سبب شده است.

همبستگی ملی،1،دسامبر،2015 : اعتراف پاسدار لاریجانی: وضع اقتصادی کشور خوب نیست.

پاسدار لاریجانی رئیس مجلس ارتجاع ۸آ‌ذر، طی مصاحبه با تلویزیون آخوندی، به وضعیت وخیم اقتصادی در ایران اعتراف کرد.
وی گفت: «وضع اقتصادی کشور ما در شرایط فعلی خوب نیست …، اگرازبنده بپرسند که مهم‌ترین موضوعی که امروز باید روی آن تمرکز کنیم چیست؟ می‌گویم مسئله اقتصادی است…آنجایی که چالش مهم برای کشور ما محسوب می‌شود حوزه مسائل اقتصادی است. درحوزه اقتصادی هم مهم‌ترین مشکل امروز ما رکود است. بخش‌های تولیدی ما فعال نیستند و در برخی بخش‌های تولیدی ۳۰درصد ظرفیت بیشتر فعال نیست و یا در برخی مراکز تولیدی دیگر با نصف ظرفیت فعالیت می‌کنند و این مشکل بیکاری که در کشور ما وجود دارد، ریشه در همین امر دارد، این موضوع هم با بزک کردن قابل حل نیست.»
 وی به نیاز رژیم به انجام برجام اعتراف کرد و گفت: «از نظر اهمیت برای سرنوشت کشور، موضوع برجام بود که دولت محترم ۳ سال روی آن کار کرده بود و چالش‌هایی هم در این زمینه وجود داشت».