دوم آذر درگذشت گوهر مراد ایران «ساعدی» یادش گرامی باد
بیشتر بخوانید این همه دشمنی با ساعدی چرا
#ایران_آزاد_✍️«گوهرمراد» در گوهر فرهنگ و مراد قلم
🔴 دوم آذر سالروز درگذشت غلامحسین ساعدی رمان نویس برجسته ایران با نام مستعار «گوهرمراد»
ساعدی از زبان شاملو:
🔶آنچه از ساعدی زندان شاه را ترک گفت، جنازه نیمجانی بیشتر نبود. «ساعدی» با آن خلاقیت جوشان، پس از شکنجههای جسمی و بیشتر روحی زندان اوین، دیگر مطلقاً زندگی نکرد... ساعدی برای ادامهی کارش نیاز به روحیات خود داشت و آنها این روحیات را از او گرفتند. درختی دارد میبالد، و شما میآیید و آن را ارّه میکنید. شما با این کار، در نیروی بالندگی او دست نبردهاید، بلکه خیلی ساده او را کشتهاید. اگر این قتل عمد انجام نمیشد، هیچچیز نمیتوانست جلو بالیدن آن را بگیرد. وقتی نابود شد، البته دیگر نمیبالد. و رژیم شاه ساعدی را خیلی ساده، نابود کرد...
غلامحسین ساعدی در ۲۴ دی ماه ۱۳۱۴ در شهر تبریز به دنیا آمد، وی نویسنده و پزشک ایرانی بود و به نام مستعار گوهرِ مراد معروف بود. وی تحصیلات خود را با درجهٔ پزشکی عمومی و دکترای تخصصی روانپزشکی در تهران به پایان رساند. غلامحسین ساعدی در اواخر سال ١٣۶٠ راهی پاریس شد و همچنین در این سال با خانم بدری لنکرانی ازدواج کرد.
غلامحسین ساعدی متولد ۲۴ دیماه ۱۳۱۴ در شهر تبریز به دنیا آمد. پدر وی علیاصغر ساعدی و مادرش طیبه نام داشت، وی در سال ۱۳۲۲ وارد دبستان شد و پس از سپری کردن دوران دبستان در سال ۱۳۲۹ به دبیرستان منصور وارد شد. دبیرستان منصور در زمینی بناشده بود که قبلاً قبرستان بود. وی در مورد دبیرستان میگفت که دبیرستان خیلی خوب و معروفی بود و اتوریته داشت و نزدیک خانهی ما بود.
زمانی که در دبیرستان مشغول به تحصیل بود اولین نوشتهها و داستانهایش، در هفتهنامه دانشآموز چاپ شد. وی در نوجوانی به سازمان فرقهی دموکرات آذربایجان پیوست و در سن ۱۷ سالگی مسئول انتشار روزنامه فریاد و جوانان آذربایجان بر عهدهی وی بود. در تابستان ۱۳۲۲ زمانی که فقط ۱۸ سال داشت به اتهام همکاری با فرقه، برای مدتی به زندان تبریز افتاد.
تحصیل در رشتهی پزشکی
غلامحسین ساعدی در خردادماه ۱۳۳۳ توانست دیپلم طبیعی خود را بگیرد و یک سال بعد و در بیستسالگی در دانشگاه تبریز تحصیل پزشکی را آغاز کرد. در دوران دانشجویی با فعالیتهای سیاسی و آشنایی با صمد بهرنگی همراه بود. داستانهای شکایت و غیوران شب و نمایشنامهٔ سایههای شب حاصل آن دورهٔ کاریِ اوست. او همچنین در همین زمان مجموعه داستان کوتاهِ شبنشینی باشکوه را در تبریز منتشر کرد و نمایشنامهٔ کلاته گل را نیز بهصورت مخفی در تهران به چاپ رساند.
دوران خدمت سربازی ساعدی در تهران
غلامحسین ساعدی بهرغم داشتن مدرک پزشکی، دوران خدمت را بهعنوان سرباز صفر در پادگان سلطنت آباد تهران سپری کرد و در همین دوره، با جمعهای ادبی تهران آشنا شد و داستانهای او در مجلهی سخن چاپ شد. وی تحصیلات خود را با درجهٔ پزشکی عمومی و دکترای تخصصی روانپزشکی در تهران به پایان رساند. در بیمارستان روانی روزبه مشغول به کار شد و پیش از اینکه حرفهٔ پزشکی را به نفع نویسندگی رها کند، در مطبش که در خیابان دلگشا در تهران قرار داشت، بیشتر اوقات بدون گرفتن حق ویزیت بیماران را معاینه میکرد.
شروع فعالبت نویسندگی غلامحسین ساعدی
نخستین نوشتههای ساعدی در سال ۱۳۳۲ منتشر شد و چند سال بعد با چوببهدستهای ورزیل و پنج نمایشنامه دربارهٔ انقلاب مشروطه نام او در ردیف نمایشنامهنویسان مهم ایران قرار گرفت. ساعدی با چوببهدستهای ورزیل، بهترین بابای دنیا، تکنگاری اهل هوا، پنج نمایشنامه از انقلاب مشروطیت، پرواربندان، دیکته و زاویه و آی باکلاه! آی بیکلاه و چندین نمایشنامهٔ دیگری که نوشت، وارد دنیای تئاتر ایران شد و آزمونهای قابل توجّهی در نویسندگیِ گونهٔ نمایشنامه کرد و سرانجام همراه نمایشنامهنویسان جدیتری مانند بهرام بیضایی واکبر رادی و نویسندگان دیگری چون
علی نصیریان، رحیم خیاوی، بهمن فرسی، عباس جوانمرد، بیژن مفید، آربی اوانسیان، عباس نعلبندیان، اسماعیل خلج سهمی در دگرگونی تئاتر ایران را در سالهای ۱۳۴۰–۱۳۵۰ یافت.
مهاجرت به فرانسه و ازدواج
در اواخر سال ١٣۶٠ راهی پاریس شد و همچنین در این سال باخانم بدری لنکرانی ازدواج کرد. طی سالهای ١٣۶١– ١٣۶۴ در پاریس اقدام به انتشار مجله الفباد کرد و چند نمایشنامه و فیلمنامه و داستان نیز نوشت.
درگذشت ساعدی
غلامحسین ساعدی در سحرگاه دوم آذرماه سال ۱۳۶۴ شمسی، مطابق با ۲۳ نوامبر ۱۹۸۵ میلادی، پس از یک خونریزی داخلی در بیمارستان سَن آنتوان پاریس درگذشت و روز جمعه هشتم آذرماه، مطابق با ۲۹ نوامبر، در قطعهٔ ۸۵ گورستان پر-لاشز در کنار صادق هدایت به خاک سپرده شد.
مطالب مارا در وبلاک انجمن نجات ایران ودر توئیتربنام @bahareazady دنبال کنید
پیش بسوی قیام سراسری ، ما بر اندازیم# شهرهای ایران اعتصاب # تظاهرات#
سرنگونی # اتحادوهمبستگی مرگ_بر_دیکتاتور
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر