۱۳۹۴ آبان ۲۱, پنجشنبه

آفتابكاران،12،نوامبر،2015 : تجدید عهد و پیمان: رضا محمدی


حمله سهمگین بود و جنایت بار،
غرش بی انتهای موشکها، در پی آن شعله های آتش کین و جنون
درهر گوشه شیر زنی و یلانی پاک سیرت ، افتاده به خاک
بانگ یاران اما در این میان، همی جمله ی "حاضر، حاضر، حاضر" .
آنطرف تر، فرسنگها دورتر اما، در ساحل امن بی شرفی ، بر آمد بانگی شوم از لاشخوران و بوزینگان،
شاعر نامرد، وکیل بی شرف ،
مامور تشنه بخون ، بی عاطفه ی هرزه گو،
همچون دجال، سرمست و سر کیف از خون، کف به دهان، هلهله زن با تعفن سر دادند: آنکه تیر و تبر بر تن و بر سر زند، نامش نه سید علی که خجسته مسعود ست.
هضم پس مانده شیخ جانی کردند ، بی خیال از شرم و حیا، دست در گریبان قربانی کردند.
با بیشرمی وددمنشی، وا مصیبت گویان، هرآنچه که خود لایق بوده وهستند، نثار این پاکبازان کردند.
تف تاریخ و لعنت داغدیدگان برآیین ومرامتان .
بار دیگر رژیم سرا پا فرسوده و محتضر آخوندی زندان لیبرتی، محل اسکان رزمندگان و اعضای بی سلاح سازمان مجاهدین خلق ایران را با قریب ۸۰ موشک مورد تهاجم جنایتکارانه خود قرار داد که موجب شهادت ۲۴ رزمنده جان بر کف و صد ها مجروح شد.
در محکومیت این جنایت، طی روزهای اخیر مطالبی بسیار نوشته شده که دراغلب این مطالب سه نکته بسیار برجسته به چشم می خورد.
نکته اول اینکه حمله به محصوران بی سلاح در زندان لیبرتی که به هیچ عنوان مجاز به خروج از آن نیستند، به معنی واقعی کلمه، نشان ازاستیصال، ضعف و درماندگی این رژیم ضد انسانی و فرتوت دارد.
این حمله در زمانی صورت گرفت که در پی توافق اتمی، تضمین سیاست عدم تغییر رژیم از طرف دولتهای مماشاتگر از جمله دولت اباما در دستور کار قرار گرفت که در پی آن هجوم سرمایه داران و سیل تجار و بازرگانان خارجی به ایران سرازیرشده بود که این امرقاعدتا رژیم را می بایستی که از لحاظ سیاسی درموقعیت با ثبات تری نسبت به گذشته قرار می داد بطوریکه نیاز به انجام چنین جنایاتی موضوعیتی نداشته باشد.
اما واقعیت امر شرایط داخلی و تبعات ناشی از زهر خوردن اتمی و به گل نشستن کشتی سیاست حمایت ازاسد در سوریه و دخالت درامور منطقه ، خلاف جهت آن را به اثبات رساند ، چرا که اگر رژیم بواقع خود را در وضعیت مستحکم تری نسبت به گذشته می یافت، اساسا مرتکب چنین جنایتی نمی شد.
از آنجایی که رژیم خود بهترازهر کس به نفرت و انزجارو نارضایتی های عمومی اقشار مختلف مردم و پتانسیل انفجاری در حال رشد در جامعه و اعتلای بیش از بیش مقاومت مردمی و نقش و اهمیت سازمان مجاهدین خلق ایران در داخل و خارج از کشور بعنوان عاملی تعیین کننده درشکست سیاستهای صدورارتجاع و تروریسمش به منطقه، پیشبرد سیاست ضد بنیادگرایی به رهبری خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت در گذشته و آینده ، واقف است، هرگز خود را با چنین تضمیناتی دل خوش نخواهد کرد و براین اساس و باور، مهمترین چاره کار خود را دقیقا در سیاست نابودی مخالفین سرسخت و بالقوه خود، همان کسانی که حداقل در طی ۲۰ سال گذشته آنها را با بوق و کرنا همواره محو و نابود شده می پنداشت ، می داند.
رژیم بخوبی و بدون هیچ شک و تردیدی بقدرت سازمان مجاهدین خلق ایران چه با سلاح و یا بی سلاح بسیار واقف است و بهمین سبب تمام سعی و تلاش خود را خواهد کرد که تا آنجایی که در توان دارد بیشترین خسارت جانی را به آنان وارد کند و دراین راه ، از یکسو با بکارگیری عوامل تحت امرخود در داخل عراق و از سوی دیگر از طریق تطمیع، شانتاژ و جعل اخبار و بکارگیری عوامل خارج کشوری خود بعنوان زمینه ساز چنین حملاتی ، به هدف خود دست یابد.
دومین نکته که در این بین از اهمیت بیشتری برخوردار است همانا تثبیت هرچه بیشتر سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران بعنوان تنها نیروی جدی، مصمم ، کارآمد و متشکل مخالف رژیم، که عزم خود را به نابودی این رژیم ضد بشری ، ضد ایرانی وارتجاعی جزم کرده، می باشد چرا که کم نیستند مدعیانی که دکان دو نبش سیاسی و مخالف رژیم باز کرده وسالیانی است که لاف مبارزه می زنند و قمپوز مقاومت در می کنند اما به وقتش هم از توبره می خورند وهم از نعلین .
روزی از خون و نام برادر شهیدش ارتزاق می کند و روز دیگر دست در جیب برادرمزدورانجمن نجاتی خود دارد .
نگاهی اجمالی به سرنوشت و سرگذشت تاسف بار، دردناک وغم انگیز مدعیان مبارزه با رژیم که امروز از آنان جز نامی و یادی باقی نمانده است ، کافیست تا که نیاز شدید رژیم را برای شیطان سازی علیه مقاومت مردمی ایران و در راس آن شخص آقای مسعود رجوی از طریق صرف هزینه های کلان برای راه اندازی دهها سایت اینترنتی و استخدام صد ها مامور در پوشش مخالف با فرمول ۸۰،۲۰ درصد که امروز تبدیل به ۹۹،۱ درصد شده، بخوبی درک کرد. بهمین خاطراست که همصدایی با رژیم و باز نشخوار اباطیل و اتهامات واهی با کلام و قلم از سوی هر کس که باشد وی را بدون هیچ شک و تردیدی در کسوت مزدوری این رژیم قرارمی دهد چه به مذاق این افراد خوش بیاید یا که نیاید.
مسولین مقاومت دراین چند روزهمچون گذشته بارها و شفاف از مشکلات سیاسی، حقوقی، بی عملی سازمان های بین المللی و کشورهای ذیربط و خلف وعده برای انتقال این افراد به کشورهای ثالث و امن برای استمالت از رژیم و کارشکنی ها و سنگ اندازی های مستقیم رژیم و عوامل و مزدوران ریز و درشتش با مراجعه به شورای اروپا و دیگر ارگانهای بین المللی با تکرار اتهام تروریست بودن این افراد و ادعای خطرات امنیتی ناشی از حضور آنان در کشورهای پذیرش کننده، سخن گفتند ( بطور نمونه نامه نگاری افراد وابسته به وزارت بدنام اطلاعات آخوندی در شهر کلن آلمان با شهردار این شهر با هدف درخواست عدم پذیرش رزمندگان انتقالی بعنوان تروریست و مخل امنیت شهر) اما چه می شود کرد که مرغ مزدوری این افراد یک پا بیشتر ندارد وهمه این فاکتها بهانه ای بیش نیست چرا که رهبرعقیدتی باید از خون سیراب شود ، زهی بیشرمی . از قدیم گفته اند المزدور المامور.
در این میان اگر آن مردک شاعر و یا آن تواب- شکارچی و دیگراراذل، فاقد دانش و فهم و درک لازم از مسایل پیچیده سیاسی و حقوقی هستند و یا اینکه تا حدودی با این مبانی آشنا هستند و خود را به عمد به نفهمی می زنند، اما آن حقوقدان بی شرف که مایه ننگ جامعه حقوقدانان می باشد چنین آگاهانه و در کمال پلشتی چشم خود را بر این موانع سیاسی و حقوقی می بندد و مسول شورا را شلاق کش می کند ، براستی سزاوار هزاران بار لعنت و نفرین می باشد.
اینجناب در مقاله اخیرش خطاب به لمپن و فحاش قلاده پاره کرده سعید جمالی اظهار فضل
کرده اند که چون شما آدم "با شرفی" هستید از شورا استعفا ندهید ما که استعفا دادیم "بی شرف" بودیم
آیا اعتراف به "بی شرفی" خود از این بهترهم می شود ؟ آخه بابا کودنی هم حدی دارد.
خدایا شکرکه تا به امروز عمربا عزت به من عطا کردی اما اگر قرار باشد که من هم در سن پیری مانند این آقای حقوقدان کودن و خرفت شوم ، همان بهتر که ....
جمله ایست معروف که "اگر خدا را به کنار بگذاریم آنموقع هر کاری مجاز است". در مورد این افراد بایستی که گفت "اگر وجدان را به کنار بگذارید هر رذالتی مجاز است".
کسی که در تاریکی شب با لباس خواب و عینک دودی وبا بر سر داشتن کلاه مانند دزدان شب استعفا نامه خود را در صندوق پست می اندازد و دو هفته ای خود را به بهانه عمل چشم از انظار مخفی می کند ( همزمانی وقت عمل چشم که معمولا هفته ها و یا ماهها قبل گرفته می شود و اعلام استعفای ناگهانی شبهه این حرکت سیاسی از قبل طراحی شده را اثبات می کند) امروز خود را با پررویی هر چه بیشتر همسان و همردیف شهدای راه آزادی و کسب حقوق پایمال شده مردم، احمد کسروی و دکتر کاظم رجوی می داند و لاف زیادی می زند و قمپوز مبارزه و از جان گذشتگی درمی کند. در اینمورد تنها باید که به پدران علم حقوق برای داشتن چنین فرزند نا خلفی تسلیت گفت.
اما سومین و مهمترین نکته همانا از یکسو موج محکومیت بی سابقه این جنایت علیه بشریت در خارج از ایران و مهمتر از آن از درون ایران و توسط زندانیان سیاسی در بند زندانهای رژیم و از سوی دیگر اوج دناعت و رذالت و سرسپردگی اراذل و اوباش در بدربردن و تطهیر و تقلیل نقش رژیم از این جنایت و مقصراصلی دانستن رهبری سازمان مجاهدین خلق درسایتهای وزارت اطلاعات دریچه زرد و پژواک ایران بود که همچنان نیز ادامه دارد و بایستی که ادامه داشته باشد .
این بیشرفان هر آنچه در توان داشتند از جعل و دروغ و اتهامات واهی گرفته تا توهین و فحش های ناموسی نثار این مقاومت و رهبر ذیصلا ح آن آقای مسعود رجوی کردند و با پررویی و بی شرمی خواستار این هستند که ایشان شخصا پاسخگوی اراجیف و ترهات این بوزینگان باشند.
در جواب تنها یک جمله : مگر تو آدمی که کسی بخواهد به تو جواب بدهد. از قدیم گفته اند که جواب ابله مزدوران خاموشی ست و دهن به دهن سگ نباید گذاشت.
کسانی که تا دیروز برای چاپلوسی ازآقای مسعود رجوی با شعر و کلام و قلم خود هیچ حد و مرزی را نمی شناختند و از همدیگر سبقت می گرفتند (که خوشبختانه که هم نوشته ها وهم فیلم های آن موجود است)، امروز با دریوزگی همزبان و همکلام با رژیم آخوندی مدعی ایشان شده اند.

شما ابله مزدوران دیرگاهیست نه منتقد و دلسوز جان افراد محصور در زندان لیبرتی بلکه به کسوت مامور و مزدور دشمن و خصم خونین این شیر زنان و کوهمردان هستید و بوی گند و متعفن شما مشام ها را بد جوری آزار می دهد.
سخن به درازا کشید و کلام آخر اینکه :
خطاب به هرزه نویسان بفرموده باید که گفت،
تا آنجا که عمر ذلت بارتان قد می دهد، بگویید و بنویسید ،
هر چه مذموم تر، بهتر،
هرچه ننگین تر، بهتر ،
تا می توانید لجن مایه درون خود را بسوی این مقاومت و رهبر آن آقای مسعود رجوی نشانه روید ،
اما بدانید و آگاه باشید که هر چه بیشتر بنویسید و بنویسید......
ارادت و ایمان ما
به این آرمان رهایی بخش،
به این مقاومت سترگ خونین که ریشه در اعماق مبارزات مردم ایران از صدرمشروطیت تا به امروز دارد وبه معمار و رهبر برجسته آن، صد ها بار بیشتر و بیشتر..... خواهد شد.
به این یقین داشته باشید که ما حقانیت راه و هدف خود را بخوبی و به پاکی آب درپس لجن پراکنی های شما می بینیم و نیاید آنروزی که بر فرض محال قلم خود را در تعریف و تمجید این مقاومت بکار گیرید، چرا که آنروز ناقوس مرگ مقاومت بصدا درخواهد آمد .
مقاومت ما ، افتخار ما
رذالت، پلشتی و بی شرفی هر چه بیشتر شما ، باز هم افتخار ما
قلمها و قلبتان به سیاهی دستار سید علی .
سعید جان ثالث از ما هواداران خواسته بود که از مسولین خود در باره همه نکات سوال کنید وخواهان پاسخگویی دقیق و شفاف از آنها شوید، اطاعت کردم و پرسیدم که
سعید جمالی چرا و چگونه مزدور رژیم شد ؟
بهترین و گویا ترین جواب را گرفتم .
با ادای احترام به شهدای راه آزادی و شهیدان اخیر حمله به لیبترتی
با ایمان به پیروزی مقاومت و سرنگونی رژیم پلید آخوندی
با سلام به شیر زنان و کوهمردان محصور در زندان لیبرتی که واژه مقاومت، صدق و وفا و از خودگذشتگی را معنای دیگر بخشیدند.
خلق جهان بداند مسعود رهبر ماست
با احترام
رضا محمدی

۲۰ آبان ۱۳۴۹

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر