نقش بیبدیل مقاومت ایران در افشاء و به شکست کشاندن پروژه تسلیحات اتمی رژیم- احمد انتظاری
مقاومت ایران از ابتدای پروژههای اتمی رژیم مراقبت خودش بر روی برنامههای مخفی اتمی رژیم را شروع و پیگیرانه ادامه داد و موفق شد قبل از اینکه رژیم با انفجار اولین بمب اتمیاش جهان را در مقابل عمل انجامشده قرار دهد؛ با برگزاری یک کنفرانس مطبوعاتی در ۲۷ خرداد سال ۱۳۷۰ برنامه مخفیانه اتمی رژیم را افشا و بهاینترتیب بر رژیم پیشدستی کند. محمد محدثین در این کنفرانس خبری بزرگ در واشنگتن، برای اولین بار از جزئیات یک طرح فوقالعاده سری رژیم برای دستیابی به سلاح اتمی پرده برداشت. واشینگتن پست در همان موقع در مورد این افشاگری نوشت: «آقای محمد محدثین در ژوئن ۱۹۹۱برای اولین بار افشا کرد که رژیم ایران طرح دستیابی به سلاح هسته یی را زیر عنوان ”طرح بزرگ“ در الموت قزوین شروع کرده که در درون رژیم ایران بهعنوان پروژه معلم کلایه شناخته میشود» (واشینگتن پست -۲۶ژوئن ۱۹۹۱). از آن زمان به بعد شورای ملی مقاومت با برگزاری کنفرانسها و نشستهای خبری متعدد جزئیات پروژه مخفی تولید سلاح اتمی توسط رژیم را افشاء کرد که منجمله میتوان به افشای تأسیسات آبسنگین نطنز و اراک در مرداد ۱۳۸۱ که دو مرکز مهم و اصلی پروژه مخفیانه هسته یی رژیم بود اشاره کرد که بواقع ضربهای کمرشکن به برنامه اتمی رژیم بود.
در اثر این افشاگریهای مقاومت ایران و بعد از چند قطعنامه آژانس بینالمللی انرژی اتمی بود که این آژانس بررسی مسئله هستهای رژیم آخوندها را به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داد. این امر و صدور چند قطعنامه توسط شورای امنیت و تصویب تحریمهای جدی در زمینه های نفتی و بانکی باعث شد که مسأله هسته ای رژیم تبدیل به موضوع روی میز جهانی شود، بهطوریکه رژیم در تنگنای شدید ناشی از تحریمها و انزوای بیسابقه جهانی و زیر ضرب افشاگریهای مقاومت ایران و همچنین افزایش و تعمیق اعتراضات داخلی ناچار به عقبنشینی شده و به شرکت در مذاکرات برای عقبنشینی از طرحهای اتمیاش تن داد. شورای ملی مقاومت در بیانیهای در مردادماه ۱۳۹۵ در همین مورد اعلام کرد: «در شرایطی که شورای ملی مقاومت، فرصت اتمی را به تله اتمی برای فاشیسم دینی تبدیل کرده بود، خامنهای که تابوتوان تحمل تحریمها را نداشت در همان دوره احمدینژاد مذاکره با آمریکا را در عمان و با واسطهگری حکومت این کشور شروع کرد. سپس در نمایش انتخابات ریاست جمهوری رژیم در سال ۱۳۹۲، بهرغم اینکه رفسنجانی را توسط شورای نگهبان حذف کرده بود، از بالا گرفتن امواج قیامی دیگر ترسید و در همان دور اول به ریاست روحانی (یعنی شراکت عملی رفسنجانی) تن داد. در قدم بعد مجبور شد که زیر عنوان ”نرمش قهرمانانه“ به عقبنشینی ذلیلانه از خط سرخهایی که ترسیم میکرد تن بدهد وجام زهر اتمی را سر بکشد…».
سرانجام مذاکرات در وین برای رسیدن به یک توافق هسته یی با رژیم با شرکت کشورهای ۱+۵ در مهرماه ۱۳۹۲ شروع و در تیرماه ۱۳۹۴ با قرارداد «برنامه جامع اقدام مشترک» معروف به «برجام» به پایان رسید که البته با کش دادن و بهانهجوییهای متعدد رژیم همراه بود. موضع مقاومت ایران در قبال این قرارداد توسط خانم رجوی بهاینترتیب اعلام شد: «دور زدن ۶ قطعنامه شورای امنیت و یک توافق بدون امضا که الزامات یک معاهده رسمی بینالمللی را ندارد، البته راه فریبکاری ملایان و دستیابی آنها به بمب اتمی را نمیبندد. بااینهمه همین میزان عقبنشینی، هژمونی خامنهای را همچنان که مقاومت ایران از قبل خاطرنشان کرده است، در هم میشکند و تمامیت فاشیسم دینی را تضعیف و متزلزل میکند…نکته مهم دیگر این است که پولهای نقدی که به جیب رژیم ریخته میشود باید تحت کنترل شدید سازمان ملل صرف نیازمندیهای مبرم مردم ایران بهویژه حقوق اندک و پرداختنشده کارگران و معلمان و پرستاران و تأمین غذا و دارو برای توده مردم شود. در غیر این صورت خامنهای پولها را کماکان در چارچوب سیاست صدور تروریسم و ارتجاع به عراق و سوریه و یمن و لبنان سرازیر میکند و قبل از همه، جیب پاسداران نظام را پرتر از همیشه میکند.» (اطلاعیه دبیرخانه شورا-۲۳تیر۱۳۹۴).
اما با تغییر ریاست جمهوری در آمریکا و روی کار آمدن دونالد ترامپ، موضوع خروج آمریکا از برجام که از وعدههای انتخاباتی ترامپ بود به مسئلهای جدی تبدیل و سرانجام نیز در تاریخ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ جنبه عملی به خودش گرفت و جز ریش و قبا و عمامه سوخته برای خامنهای به دنبال نداشت و باعث شد که علیرغم ادعاهای توخالی ولیفقیه، رژیم درمانده آخوندی برای خلاصی خودش از بحرانهای خفهکنندهای که در تقدیرش بود به دامن اروپا و چین و شوروی بیاویزد و از آنها برجام اروپایی گدایی کند.
به دنبال خروج آمریکا از برجام، وزیر خارجه این کشور استراتژی جدید آمریکا را اعلام کرد. خانم رجوی در همین رابطه اعلام کرد: «دو هفته پس از خروج ایالاتمتحده از معامله نافرجام اتمی با رژیم آخوندی، وزیر خارجه این کشور در نخستین سخنرانی خود، قیام مردم ایران در برابر دیکتاتوری دینی و بزرگترین حامی تروریسم را به رسمیت شناخت و خواستار یک جبهه جهانی در برابر حکومت ایران شد. وزیر خارجه آمریکا به ”نقایص مرگبار“ معامله اتمی که ”پول خون“ در اختیار این رژیم و دژخیمانی مانند پاسدار قاسم سلیمانی قرار داده اشاره کرد و با یادآوری قطعنامههای پیشین شورای امنیت ملل متحد تأکید کرد هر توافق جدید با رژیم ایران بایستی شامل موارد زیر باشد: قطع کامل غنیسازی، اجازه بازرسیهای بیقیدوشرط، توقف برنامه موشکی باقابلیت حمل سلاح هسته یی، به رسمیت شناختن استقلال عراق و خلع سلاح مزدوران، خروج کامل از سوریه، خاتمه دادن به موشکباران و تهدید همسایگان و قطع حمایت از گروههای تروریستی در یمن و لبنان و افغانستان. وزیر خارجه آمریکا خطاب به رژیم آخوندها افزود: اگر رفتارتان را تغییر دهید، ما مذاکره میکنیم».
شورای ملی مقاومت ایران نیز در همان تاریخ با صدور اطلاعیهای اعلام کرد: «پس از چند دهه استمالت از فاشیسم دینی و قربانی کردن مردم و مقاومت ایران، رئیسجمهور ایالاتمتحده همزمان با خروج این کشور از معامله اتمی با رژیم آخوندی اعلام کرد: پرداختهای بیدریغ دولت قبلی آمریکا به رژیم آخوندها فاجعهآمیز بوده و رژیم بسیار مخوف حاکم بر ایران که نخستین حامی تروریسم در دنیای امروز است .هزینه حکومت طولانی آشوب و ترور خود را از طریق به یغما بردن ثروت مردمش تأمین کرده است».
صحنه کنونی داخلی ایران و تحولات بینالمللی بهویژه بعد از برجام، و اعلام استراتژی جدید آمریکا نشان از وقوع تحولات جدی دارد و بیانگر این حقیقت است که دیگر دوران فرصتهای بادآورده برای رژیم که به او برای سرکوب داخلی و صدور بی دنده و ترمز تروریسم به کشورهای منطقه دست باز میداد به پایان رسیده است. از برجام اروپایی آبی برای رژیم گرم نشد، تحریمها به صورتی روزانه بر رژیم و بویژه سپاه که محور اصلی حفاظت از رژیم است فشار میآورد. تحریمهای اروپایی به خاطر اقدامات تروریستی رژیم در این کشورها و حتی خروج شرکتها و کاهش فعالیتهای تجاری کشورهایی نظیر چین، رژیم را در تنگنا و بنبست بیسابقهای قرار داده و زنگهای خطر سرنگونی را هشداردهندهتر از هرزمانی برای رژیم رو به سقوط آخوندها به صدا درآورده است.
مصاحبه سعید حجاریان از بنیانگذاران وزارت اطلاعات که این بنبست را البته به زبان خودش ترسیم نموده بهخوبی گویای این در گل ماندگی رژیم ولایتفقیه است: «امروز ترامپ میگوید بیایید و مذاکره کنید، پمپئو هم شرایط دوازدهگانهاش را مطرح میکند. چنانکه میبینیم گزینه مطلوب ما در میان گزینهها وجود ندارد. این در حالی است که زمان اوباما چند گزینه داشتیم و میتوانستیم مسئله را حل کنیم. اما امروز خودمان به دست خودمان گزینهها را از بین بردهایم، دقیقا مشابه شرایط جنگ ایران و عراق. ما میتوانستیم پس از آزادسازی خرمشهر یعنی در سال دوم به جنگ خاتمه دهیم. در مقاطع بعد نیز چنین امکانی مهیا بود اما جنگ را ادامه دادیم تا آنکه رسید به سال ۶۷ و پذیرش قطعنامه». (روزنامه شرق ۱۶مرداد۱۳۹۷).
پیش بسوی قیام سراسری ، ما بر اندازیم# کانونهای شورشی در شهرهای ایران #
اعتصاب واعتراض و تظاهرات# سرنگونی رژیم # اتحادوهمبستگی
مرگ_بر_دیکتاتور
اعتصاب واعتراض و تظاهرات# سرنگونی رژیم # اتحادوهمبستگی
مرگ_بر_دیکتاتور
مطالب ما را در وبلاک انجمن نجات ایران ودر توئیتر @bahareazady دنبال کنید


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر