اگر «اصلاحطلب» نباشد، ریزشی «اصولگرا» به کجا میرود؟؛ به روایت سعید حجاریان
ریزشی «اصولگرا» میتواند به سمت براندازها برود و تنها بخت خامنهای برای مقابله با این وضعیت، میدان دادن به «اصلاحطلب»هاست. با چنین مضمونیست که سعید حجاریان میکوشد برگ «اصلاحات» را برای خامنهای با ارزش کند هرچند پیش از آن معترف شده است که قطببندی براندازی و حفظ نظام هر دو جناح خلافت اسلامی! را داغان کرده است.
تا پیش از قیام دیماه ۹۶ در فضای رسانهای و گفتمانی متعلق به نظام تنها درباره جناحها و دستهجات درونی حکومت میشنیدم و میخواندیم. روزگاری سخن از خط امامیها و در مقابلشان جناح بازار بود و بعدها سخن از اصلاحطلبان و اصولگرایان به میان آمد. در ادامه هم اسم اعتدالگرایان شنیده شد. گاهی هم از طیفبندیهای درونی هرکدام از این دستهجات سخن بهمیان میآمد اما آنچه هرگز درباره آن چیزی گفته نمیشد؛ جریان براندازی بود.
براندازی و تمامیت نظام
کلمه براندازی کلمهای ممنوع بود که گویی در ساحت سیاسی ایران حضور و بروزی ندارد. اینهمه در حالی بود که با مروری بر تاریخ ۴۰ ساله خلافت اسلامی! میتوان کشاکش بیتوقف جریان برانداز و تمامیت نظام را نشان داد.
این جریان برانداز بود که با حضور در منطقه مرزی و برافراشتن پرچم صلح، خمینی را وادار کرد تا به جنگ با عراق پایان دهد.
پروژه سازندگی هاشمی رفسنجانی و آنچه بهعنوان خصوصیسازی در آن دوران تبلیغ میشد از جمله بهخاطر دلربایی از اروپا و از موضوعیت انداختن جریان برانداز صورت میگرفت.
پروژه دوم خرداد سال ۷۶ نیز به گفتهی گردانندگان آن با هدف مقابله با جریان برانداز راهاندازی شد با این هدف که به دنیا و به افکار عمومی جامعه نشان داده شود که «دموکراسی» به اندازه کافی در درون نظام رونق دارد و نیازی به سرنگون کردن آن نیست.
پروژه بمبسازی اتمی نظام نیز توسط جریان برانداز در مرداد سال ۸۱ و متعاقب آن در سلسلهای از افشاگریها بر روی میز جامعه جهانی قرار گرفت و وضعیت کنونی رژیم از جمله محصول همان افشاگریهاست.
دخالتهای نظام در منطقه نیز توسط جریان برانداز به اطلاع جامعه جهانی رسانده شد.
و…
کلمه براندازی کلمهای ممنوع بود که گویی در ساحت سیاسی ایران حضور و بروزی ندارد. اینهمه در حالی بود که با مروری بر تاریخ ۴۰ ساله خلافت اسلامی! میتوان کشاکش بیتوقف جریان برانداز و تمامیت نظام را نشان داد.
این جریان برانداز بود که با حضور در منطقه مرزی و برافراشتن پرچم صلح، خمینی را وادار کرد تا به جنگ با عراق پایان دهد.
پروژه سازندگی هاشمی رفسنجانی و آنچه بهعنوان خصوصیسازی در آن دوران تبلیغ میشد از جمله بهخاطر دلربایی از اروپا و از موضوعیت انداختن جریان برانداز صورت میگرفت.
پروژه دوم خرداد سال ۷۶ نیز به گفتهی گردانندگان آن با هدف مقابله با جریان برانداز راهاندازی شد با این هدف که به دنیا و به افکار عمومی جامعه نشان داده شود که «دموکراسی» به اندازه کافی در درون نظام رونق دارد و نیازی به سرنگون کردن آن نیست.
پروژه بمبسازی اتمی نظام نیز توسط جریان برانداز در مرداد سال ۸۱ و متعاقب آن در سلسلهای از افشاگریها بر روی میز جامعه جهانی قرار گرفت و وضعیت کنونی رژیم از جمله محصول همان افشاگریهاست.
دخالتهای نظام در منطقه نیز توسط جریان برانداز به اطلاع جامعه جهانی رسانده شد.
و…
دوران پسا قیام
میتوان این فهرست را همچنان طولانی کرد. اما تا پیش از دیماه ۹۶ خلافت اسلامی! منکر وجود جریان برانداز در معادلات درونی جامعه بود. اما بلافاصله پس از شروع قیام، گردانندگان حکومت دریافتند که اگر به نقش جریان برانداز در قیام اذعان نکنند از یک طرف نمیتوانند متحدین و مرتبطین بینالمللی خود را برای تحت فشار گذاشتن جریان برانداز مجاب کنند ولی از آن مهمتر نمیتوانند انسجام لازم در میان نیروهای خودی را برای مقابله با قیام فراهم کنند. زیرا در صحنهای که دشمن واقعی مشخص نیست نخستین تهدید نیروی خودی سست شدن و فروپاشیدن است.
در چنین بستری بود که از روحانی تا علمالهدی و محمد خاتمی بر نقش مجاهدین در قیام دست گذاشتند. روحانی بلافاصله با مکرون رئیس جمهور فرانسه تماس گرفت تا رهبری مجاهدین در پاریس را تحت فشار بگذارد اما تیرش به سنگ خورد.
حرف اصلی را هم خامنهای در سخنرانی خود در ۱۹ دی اعلام کرد. او در این سخنرانی جمعبندی درونی نظام از قیام دیماه را بیرونی کرد و گفت: فراخواندهنده، سازماندهنده و هدایت کننده قیام، سازمان مجاهدین خلق ایران بوده است.
از آن پس پرداختن به موضوع جریان برانداز جای خود را در درون نظام باز کرده است. یک واقعیت سترگ که در بیرون قلعه دشمن وجود داشت اکنون به درون خانهها، رسانهها و تریبونهای سخنگویان دشمن راه یافته است و آنها خود را ناگزیر میبینند که درباره این واقعیت سخن بگویند. بهباور بسیاری از کارشناسان این خود یکی از مراحل در روند به زیر کشیدن خلافت اسلامی! در ایران است.
میتوان این فهرست را همچنان طولانی کرد. اما تا پیش از دیماه ۹۶ خلافت اسلامی! منکر وجود جریان برانداز در معادلات درونی جامعه بود. اما بلافاصله پس از شروع قیام، گردانندگان حکومت دریافتند که اگر به نقش جریان برانداز در قیام اذعان نکنند از یک طرف نمیتوانند متحدین و مرتبطین بینالمللی خود را برای تحت فشار گذاشتن جریان برانداز مجاب کنند ولی از آن مهمتر نمیتوانند انسجام لازم در میان نیروهای خودی را برای مقابله با قیام فراهم کنند. زیرا در صحنهای که دشمن واقعی مشخص نیست نخستین تهدید نیروی خودی سست شدن و فروپاشیدن است.
در چنین بستری بود که از روحانی تا علمالهدی و محمد خاتمی بر نقش مجاهدین در قیام دست گذاشتند. روحانی بلافاصله با مکرون رئیس جمهور فرانسه تماس گرفت تا رهبری مجاهدین در پاریس را تحت فشار بگذارد اما تیرش به سنگ خورد.
حرف اصلی را هم خامنهای در سخنرانی خود در ۱۹ دی اعلام کرد. او در این سخنرانی جمعبندی درونی نظام از قیام دیماه را بیرونی کرد و گفت: فراخواندهنده، سازماندهنده و هدایت کننده قیام، سازمان مجاهدین خلق ایران بوده است.
از آن پس پرداختن به موضوع جریان برانداز جای خود را در درون نظام باز کرده است. یک واقعیت سترگ که در بیرون قلعه دشمن وجود داشت اکنون به درون خانهها، رسانهها و تریبونهای سخنگویان دشمن راه یافته است و آنها خود را ناگزیر میبینند که درباره این واقعیت سخن بگویند. بهباور بسیاری از کارشناسان این خود یکی از مراحل در روند به زیر کشیدن خلافت اسلامی! در ایران است.
چرا اظهارات سعید حجاریان واجد اهمیت است؟
موضوع جریان برانداز و موقعیت آن از جمله پرسشهاییست که طی گفتوگوی ایسنا با سعید حجاریان پرسیده میشود. اظهار نظر سعید حجاریان از چند جنبه واجد اهمیت است.
۱.او یکی از قدیمیترین و ارشدترین مقامات امنیتی نظام محسوب میشود که سابقه مقابله رودررو با جریان برانداز را داشته است.
۲.او یکی از صحنهگردانهای پروژه دوم خرداد ۷۶ بود که با هدف مقابله با جریان برانداز راهاندازی شد.
۳.در نزاعهای درونی خلافت اسلامی! او یکبار توسط باند رقیب ترور شد که جان به در برد و پس از انتخابات ریاست جمهوری نظام در سال ۸۸ نیز به همراه سایر همباندیهایش طعم زندان و بازجویی توسط اطلاعات سپاه را چشید.
۴.بهعبارت دیگر او متعلق به جناح مغلوب نظام است پس از دست باند مقابل بسیار عصبانیست اما موضوع مهمتر این است که یک دشمن قدیمی براندازها محسوب میشود و هرکاری میکند با هدف حفظ و بقای خلافت اسلامی!ست.
خبرنگار ایسنا از سعید حجاریان میپرسد: «با توجه به فعالیت اندیشهای به نام براندازها چه قدر امکان دارد تا حامیان اصلاحات که علقهای به جریان اصولگرایی هم ندارند، به آنها بپیوندند؟»
موضوع جریان برانداز و موقعیت آن از جمله پرسشهاییست که طی گفتوگوی ایسنا با سعید حجاریان پرسیده میشود. اظهار نظر سعید حجاریان از چند جنبه واجد اهمیت است.
۱.او یکی از قدیمیترین و ارشدترین مقامات امنیتی نظام محسوب میشود که سابقه مقابله رودررو با جریان برانداز را داشته است.
۲.او یکی از صحنهگردانهای پروژه دوم خرداد ۷۶ بود که با هدف مقابله با جریان برانداز راهاندازی شد.
۳.در نزاعهای درونی خلافت اسلامی! او یکبار توسط باند رقیب ترور شد که جان به در برد و پس از انتخابات ریاست جمهوری نظام در سال ۸۸ نیز به همراه سایر همباندیهایش طعم زندان و بازجویی توسط اطلاعات سپاه را چشید.
۴.بهعبارت دیگر او متعلق به جناح مغلوب نظام است پس از دست باند مقابل بسیار عصبانیست اما موضوع مهمتر این است که یک دشمن قدیمی براندازها محسوب میشود و هرکاری میکند با هدف حفظ و بقای خلافت اسلامی!ست.
خبرنگار ایسنا از سعید حجاریان میپرسد: «با توجه به فعالیت اندیشهای به نام براندازها چه قدر امکان دارد تا حامیان اصلاحات که علقهای به جریان اصولگرایی هم ندارند، به آنها بپیوندند؟»
ریزش از «اصلاحطلب»ها به سمت براندازها
سعید حجاریان با بیان یک گزاره اصل موضوع را تایید میکند: «همواره امکان جابجایی وجود دارد.» حجاریان برای نشان دادن صحت گزارهاش به یک واقعیت تاریخی اشاره میکند. او بهیاد میآورد که وقتی در بهار سال ۷۹ روزنامهها و نشریات متعلق یا هوادار جناح اصلاحطلب نظام به«صورت فلهای» توسط خامنهای بسته شد، «مردم پس از مدتی با آمدن ماهواره به سمت کانالهای ماهوارهای روی آوردند و با همه تلاشی که نیروی انتظامی در برابر دیش و رسیور صورت دادند، توفیقی به دست نیامد.»
بهعبارت دیگر حجاریان تایید میکند که به میزانی که جریان اطلاحطلب نظام در کشمکش درونی خلافت اسلامی! تضعیف میشد اقبال عمومی به سمت نیروی برانداز بیشتر میشد.
چنین تاییدی از طرف سعید حجاریان دارای دو سویه است. او از یک طرف میخواهد بهخامنهای نشان دهد که برای مقابله با اقبال عمومی جامعه به سمت جریان برانداز گزینهای بهجز بازی با برگ اصلاحطلبان ندارد اما از جانب دیگر اعتراف میکند که در مقطع سال ۷۹ اقبال عمومی به سمت جریان برانداز رفت.
در تابستان همان سال شبکه ماهوارهای سیمای آزادی بهطور ۲۴ ساعته شروع به فعالیت کرد. حجاریان بعد از ۱۸ سال اعتراف میکند «همه» «تلاش» نیروی انتظامی هم نتوانست مانع از اقبال مردم به آن شود.
سعید حجاریان با بیان یک گزاره اصل موضوع را تایید میکند: «همواره امکان جابجایی وجود دارد.» حجاریان برای نشان دادن صحت گزارهاش به یک واقعیت تاریخی اشاره میکند. او بهیاد میآورد که وقتی در بهار سال ۷۹ روزنامهها و نشریات متعلق یا هوادار جناح اصلاحطلب نظام به«صورت فلهای» توسط خامنهای بسته شد، «مردم پس از مدتی با آمدن ماهواره به سمت کانالهای ماهوارهای روی آوردند و با همه تلاشی که نیروی انتظامی در برابر دیش و رسیور صورت دادند، توفیقی به دست نیامد.»
بهعبارت دیگر حجاریان تایید میکند که به میزانی که جریان اطلاحطلب نظام در کشمکش درونی خلافت اسلامی! تضعیف میشد اقبال عمومی به سمت نیروی برانداز بیشتر میشد.
چنین تاییدی از طرف سعید حجاریان دارای دو سویه است. او از یک طرف میخواهد بهخامنهای نشان دهد که برای مقابله با اقبال عمومی جامعه به سمت جریان برانداز گزینهای بهجز بازی با برگ اصلاحطلبان ندارد اما از جانب دیگر اعتراف میکند که در مقطع سال ۷۹ اقبال عمومی به سمت جریان برانداز رفت.
در تابستان همان سال شبکه ماهوارهای سیمای آزادی بهطور ۲۴ ساعته شروع به فعالیت کرد. حجاریان بعد از ۱۸ سال اعتراف میکند «همه» «تلاش» نیروی انتظامی هم نتوانست مانع از اقبال مردم به آن شود.
ریزشی «اصولگرا» به کجا میرود؟
در ادامه به پاسخ پرسش ایسنا، حجاریان برای بار دیگر تایید میکند که «پس محتمل است، زمانی که عرصه بر اصلاحات تنگ شود، مردم به گزینههای دیگر فکر کنند.» با این حال برای آنکه نشان دهد جریان تاریخ گذشتهی «اصلاحطلب» چه منفعتی برای نظام دارد میافزاید: «معتقدم، ریزش جدی از سمت اصولگرایان به سمت جریان اصلاحات صورت خواهد گرفت». [ایسنا ۲۷ آبان ۹۷]
بهاین ترتیب حجاریان میپذیرد که جناح اصلاحطلب نظام توانایی جذب خود از جامعه را از دست داده است اما این مزیت را برای نظام دارد که ریزشیهای جناح اصولگرا را بهخود جذب میکند و لابد در فقدان اصلاح طلبان، ریزشیهای اصولگراها نیز همچون ریزشیهای اصلاحطلبان به سمت براندازان خواهند رفت.
در ادامه به پاسخ پرسش ایسنا، حجاریان برای بار دیگر تایید میکند که «پس محتمل است، زمانی که عرصه بر اصلاحات تنگ شود، مردم به گزینههای دیگر فکر کنند.» با این حال برای آنکه نشان دهد جریان تاریخ گذشتهی «اصلاحطلب» چه منفعتی برای نظام دارد میافزاید: «معتقدم، ریزش جدی از سمت اصولگرایان به سمت جریان اصلاحات صورت خواهد گرفت». [ایسنا ۲۷ آبان ۹۷]
بهاین ترتیب حجاریان میپذیرد که جناح اصلاحطلب نظام توانایی جذب خود از جامعه را از دست داده است اما این مزیت را برای نظام دارد که ریزشیهای جناح اصولگرا را بهخود جذب میکند و لابد در فقدان اصلاح طلبان، ریزشیهای اصولگراها نیز همچون ریزشیهای اصلاحطلبان به سمت براندازان خواهند رفت.
در همین زمینه:
تحلیل سعید حجاریان از قیام ۹۶؛ اعتراضاتی كه مانند موج با شدت بیشتر باز میگردند
حجاریان به روحانی از حربهی رفراندوم استفاده نکن؛ بازگشت حجاریان به نقش همان «حزباللهی»
خامنهای در جایگاه سلطانی؛ قیام پردهها را کنار میزند
تحلیل سعید حجاریان از قیام ۹۶؛ اعتراضاتی كه مانند موج با شدت بیشتر باز میگردند
حجاریان به روحانی از حربهی رفراندوم استفاده نکن؛ بازگشت حجاریان به نقش همان «حزباللهی»
خامنهای در جایگاه سلطانی؛ قیام پردهها را کنار میزند
مطالب مارا در وبلاک انجمن نجات ایران ودر توئیتربنام @bahareazady دنبال کنید
پیش بسوی قیام سراسری ، ما بر اندازیم# شهرهای ایران اعتصاب # تظاهرات#
سرنگونی # اتحادوهمبستگی مرگ_بر_دیکتاتور

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر